تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
و اقصى چين كه مقرّ سرير مملكت و اروغ اسباط چنگز خان است و واسطهء عقد ملك ايشان مطالعت افتاد و بعضى احوال معاينه رفت و از معتبران و مقبول قولان وقايع گذشته را استماع افتاد و از التزام اشارت دوستان كه حكم جزم است چون چاره نديد عدول نتوانست و امتثال امر عزيزان را حتما مقضيّا « 1 » دانست آنچ مقرّر و محقّق گشت در قيد كتابت كشيد و مجموعهء اين حكايات را بتاريخ جهانگشاى جوينى موسوم گردانيد
خلت الدّيار فسدت غير مسوّد * * و من الشّقاء تفرّدى بالسّودد 4
از خداوندان فضل و افضال كه عين الكمال از ساحت جلال ايشان دور باد و مبانى مكارم و معالى بوجود ايشان معمور سزد كه بر ركاكت و قصور الفاظ و عبارت از راه كرم ذيل عفو و اقالت پوشانند چه مدّت ده سال مىشود كه پاى در راه اغتراب نهاده است و از تحصيل اجتناب نموده و اوراق علوم نسج عليه العنكبوت شده و نقوش آن از صحيفهء خاطر محو گشته ، ع ، كالخطّ يرسم فى بسيط الماء ، و بر خطوات خطّيات « 2 » كه آدمى از آن مصون نماند و لكلّ جواد كبوة انگشت اعتراض ننهند
اذا احسست فى لفظى فتورا * * و خطّى و البراعة و البيان فلا ترتب لفهمى انّ رقصى * * على مقدار ايقاع الزّمان
و اگر در اطراف تفريط و افراط طريق انبساط مسلوك داشته است حكم آيت
وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً
در پيش نظر اشرف آرند چه غرض عرض اين حكايات و تقرير و تحرير صورت واقعات دو مقصود را كه فائدهء دين و دنيا حاصل باشد شاملست ، آنچ دينى است اگر صاحب‌نظرى پاكيزه گوهرى كه منصف و مقتصد باشد درين معانى به چشم حقد و حسد كه مظهر
هامش
( 1 ) آ : احتماي مفصى ، ( 2 ) آ : و خطيات ،