تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
امتثال كردم و پيش از آنكه سنّ شبيبت « 1 » بيست « 2 » بدندان « 3 » گيرد « 4 » به كار تحرير و ديوان اشتغال نمودم و بممارست اشغال و ملابست اعمال در اكتساب علوم اهمال فرمودم و از نصيحت پدر خويش مدّ اللّه فى عمره مدّا و جعل بينه و بين النّوائب سدّا كه زيور هر عاطل است و دستور هر عاقل غافل ماندم
بنىّ اجتهد لاقتناء العلوم * * تفز باجتناء ثمار المنى الم تر فى رقعة بيذقا * * اذا جدّ فى سيره فرزنا « 5 » فأجدادنا الغرّ قد اسّسوا * * من المجد شمّ المبانى لنا فان لم نشدها بمجهودنا * * ستنهار و اللّه تلك البنى
امّا
نيك‌خواهان دهند پند و ليك * * نيكبختان بوند پندپذير
و اكنون كه عقل كه عقال جنون جوانانست روى نمود و ترقى سنّ كه لجام نزاقت شبّان است بالا گرفت و بحدّ آن رسيد كه
و تلفّتت سبع الى عشرين من * * حججى و كفّ العقل من غلوائى
ندامت و تلهّف بر فوت ايّام تحصيل مربح نيست چنانك حسرت و تأسّف بر اعوام تعطيل منجح نه
افسوس كه عمر نابيوسى « 6 » بگذشت * * وين عمر چو جان عزيز از سى بگذشت اكنون چه خوشى و گر خوشى دست دهد * * صد كاسه بنانى چو عروسى بگذشت
و مع هذا چون به چند نوبت ديار ماوراء النّهر و تركستان تا سرحدّ ماچين
هامش
( 1 ) آ : شست ، ب ه و : شيبت ، د : شببت ، ج ندارد ، ( 2 ) ب ج و ندارد ، ه : پديد آيد ، ( 3 ) د : دندان ، ( 4 ) يعنى قبل از آنكه بسنّ بيست سالگى رسم و غرض مشاكله بين سنّ و دندان است ولى مقصود ازين اصطلاح معلوم نشد ، ( 5 ) استعمال فرزن بمعنى قرزين شدن پيادهء شطرنج خطاست و غير مسموع و صواب تفرزن است ، ( 6 ) يعنى فجأة و ناگهان ، آ د : به ببوسى ، ب : به‌به ببوسى ، ه : ما ببوسى ، و : مه ببوسى ، و ندارد ،