اشارتى راندند كه براى تخليد مآثر گزيده و تأبيد مفاخر پسنديدهء پادشاه وقت جوان جوانبخت پير عزيمت خجستهفال پاكيزهخصال تاريخى مىبايد پرداخت و تقييد اخبار و آثار او را مجموعهء ساخت كه ناسخ آيات قياصره و ماحى روايات اكاسره شود و هرچند بر راى ارباب فصاحت و فطانت و اصحاب درايت و كفايت پوشيده نماند كه غضارت و نضارت چهرهء آداب و رونق و طراوت اولو الألباب بواسطهء مربيّان اين صنعت و پرورندگان اين حرفت تواند بود
الا ليت شعرى هل ارى الدّهر واحدا * * قرينا له حسن الثّناء قرين
فأشكو و يشكو ما بقلبى و قلبه * * كلانا على شكوى اخيه امين
و بسبب تغيير « 1 » روزگار و تأثير فلك دوّار و گردش گردون دون و اختلاف عالم بوقلمون مدارس درس مندرس و معالم علم منطمس گشته و طبقهء طلبهء آن در دست لگدكوب حوادث پاىمال زمانهء غدّار و روزگار مكّار شدند و بصنوف صروف فتن و محن گرفتار و در معرض تفرقه و بوار معرّض سيوف آبدار شدند و در حجاب تراب متوارى ماندند
هنر اكنون همه در خاك طلب بايد كرد * زانك اندر دل خاكند همه پرهنران
و در ايّام متقدّم كه عقد دولت فضل و مدّعيان آن منتظم بود
اذا العيش غضّ و الشّباب مساعد * * و فى حدثان الدّهر عنك غفول
افاضل عالم و اماثل بنى آدم را چون همّت بر ابقاى ذكر جميل مصروف بودست و بر احياى مراسم جليل موقوف و صاحبنظر را كه بديدهء فكرت در خواتيم و سرانجام امور تأمّلى باشد معلوم و مقرّر شود كه بقاى نام نيك سبب حيات جاودانى است ، و ذكر الفتى عمره الثّانى 1 ،
و اذا الفتى لاقى الحمام رأيته * * لولا الثّناء كأنّه لم يولد
هامش
( 1 ) ب : تغيّر ،