او را تحف بسيار با لقب كوچلك خانى هديه داد مانند تير از كمان سخت بجست » يعنى بعد از آنكه ( ص 47 س 4 - 5 ) ، - « تمهيد عذر بعدما كه خدمت و اخلاص تبليغ كرده باشى بجاى آر » ( ص 58 س 5 - 6 ) ، - « و بعدما كه آن ناحيت از شرّ دشمنان پاك شد . . . بوقت انصراف مرضى كه از عفونت هوا تولّد كرده بود زيادت شد » ( ص 142 س 14 - 16 ) ، و نظاير آن در تضاعيف اين كتاب جدّا بسيار است « 1 » و اين تركيب در بسيارى از كتب قديمه و دواوين شعرا نيز ديده مىشود انورى گويد :
بعدما كاندر لگدكوب زمانه چند سال * بخت شورم حنجرى كردست و دورش خنجرى
خيرخيرم كرد صاحب تهمت اندر هجو بلخ * تا همىگويند كافر نعمت آمد انورى
6 - سبب ، بدون باء جارّه بجاى « بسبب » ، مثال : « اكنون سبب تهمت يكديگر و معايب اخلاق ديگر چنين خويش را خوار و خلق كردهاند » يعنى بسبب تهمت يكديگر ( ص 60 س 7 - 8 ) ، - « جمعى از امراى ايغور را بياوردند و سبب گناهى كه كرده بودند بكشتند » ( ص 111 س 18 - 19 ) ، - « سبب آنك تا اونك خان باز قوّت نگيرد بر عقب او لشكر فرستاد » ( ص 28 س 7 - 8 ) ، و نظاير آن نيز در اين كتاب جدّا بسيار است « 2 » و در نسخ جديده همهجا اين كلمه را به « بسبب » تصحيح كردهاند ،
7 - حالت ، بمعنى مرگ و وفات ، مثال : « ايلچيان متواتر كردند
هامش
( 1 ) از جمله رجوع كنيد بص 42 س 4 - 5 ، ص 57 س 14 - 15 ، ص 124 س 14 - 15 ، ص 157 س 1 - 3 ، ص 191 س 19 - 20 ، ص 201 س 10 - 11 ، ص 215 س 6 ، ص 218 س 7 - 9 ، ص 230 س 2 - 4 ،
( 2 ) از جمله رجوع كنيد بص 33 س 16 - 17 ، ص 38 س 18 - 19 ، ص 119 س 17 ، ص 135 س 16 ، ص 138 س 20 ، ص 229 س 10 و 12 ،