تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 129

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٢٩
نيز الحاق مىنمايد ، مثال : « جز پاى ناپاك عبدة اللّات و العزّى خاك ايشان را بنسوده » يعنى نسوده ( ص 9 س 13 ) ، - « ارباب قلعه نيز از اجتهاد پهلو به زمين بنسودند » ( ص 105 س 1 - 2 ) ، بنمرديم تا ز بو العجبى بنديديم صبح نيم شبان ( ص 9 س 9 ) ، 2 - باز آنك ، يعنى « با آنكه » و « باوجود آنكه » و به عربى « مع انّ » ، مثال : « باز آنك نشابور سنگلاخ بود از چند منزل سنگ بار كرده بودند و با خود آورده » يعنى با آنكه ( ص 139 س 1 - 2 ) ، - « باز آنك سه هزار چرخ بر ديوار باره بر كار داشتند . . . تمامت را پاى سست شد و دل از دست برفت » ، ( ايضا س 4 - 6 ) ، - « باز آنك جنگ سخت‌تر از جانب دروازهء شتربانان و برج قراقوش بود . . . مغول علم برسر ديوار خسرو كوشك برافراشتند » ( ايضا س 12 - 14 ) ، - « مونككا قاآن باز آنك از راه سنّ در اوّل درجهء جوانى بود از روى عقل و وقار در مرتبت شيوخ روزگار و ديدگان كار [ بود ] » ( ص 157 س 1 - 3 ) ، و غير ذلك ، و در نسخ جديده اين كلمه را همه‌جا به « با آنكه » تبديل كرده‌اند ، 3 - بازين ( باز اين ) ، يعنى « با اين » و « باوجود اين » و « مع هذا » ، مثال : « و غلبهء خلايق شهر خود چندانك حصر آن بيرون از بيان بود و بازين همه دز را استحكام تمام كرده و چند فصيل بر مدار آن كشيده » يعنى با اين همه ( ص 91 س 13 - 15 ) ، و در نسخ جديده اين كلمه را به « با اين » تصحيح كرده‌اند ، 4 - بى از آنك ، يعنى « بىآنكه » و « بدون آنكه » ، مثال : « يا خود بىاز آنك دست در ميان آرد جام زهر مذاق را بر دست مىنهد » يعنى بىآنكه ( آ ورق
b
112 ) ، و در نسخ جديده اين كلمه را به « بى آنكه » تصحيح كرده‌اند ، 5 - تركيب « بعدما كه » ، يعنى « بعد از آنكه » ، مثال : « بعدما كه