تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 131

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٣١
كه آوازهء حالت چنگز خان در اطراف گيتى شايع شد » ، يعنى آوازهء وفات چنگز خان ( ص 144 س 16 - 17 ) ، - « كشتكين كشتن او را حيات خود دانست . . . و بعد از حالت او بدلى فارغ بعمارت و زراعت اشتغال داشت » يعنى بعد از قتل او ( ص 130 س 7 - 9 ) ، - « بعد از وقوع حالت او [ يعنى اوكتاى ] منكو قاآن بر چه‌سان بناء عدل بعد از انحراف ممهّد گردانيد » يعنى بعد از وفات او ( ص 142 س 4 - 5 ) ، - « با تو . . . چون بالاقماق رسيد حالت كيوك خان ظاهر شد » يعنى وفات يافت ( ص 223 س 2 - 3 ) ، - « و چون حالت قاآن واقع شد حضرت او [ يعنى جغتاى ] مرجع خلايق شد » يعنى وفات قاآن ( ص 227 س 13 - 14 ) ، - « بعد حالت او خاتون او . . . و اركان دولت بر قرا اقبال نمودند » يعنى بعد از وفات او ( ص 229 س 1 - 3 ) ، و اصل در استعمال كلمهء حالت در اين معنى گويا « حالت ناگزير » بوده است چنان كه از دو مثال ذيل معلوم مىشود : « هنوز سرتاق نرسيده بود كه فرمان حقّ در رسيد و حالت ناگزير واقع شد » ( ص 223 س 10 - 11 ) ، - « چون كيوك خان را حالتى كه ناگزير مخلوقان است پيش آمد » ( ص 216 س 15 ) ، 8 - واقعه ، به همين معنى يعنى مرگ و وفات ، مثال : « از دختران چنگز خان يكى را نامزد او كرد سبب واقعهء چنگز خان دختر در توقّف ماند » يعنى بسبب وفات چنگز خان ( ص 33 س 16 - 17 ) ، - « پسر بزرگتر او ماتيكان را در باميان واقعه افتاد » يعنى وفات نمود ( ص 228 س 13 - 14 ) ، 9 - آذين ، بجاى آيين يعنى قاعده و قانون و رسم و طريقه و زينت و آرايش ، مثال : - « و از راه آذين مغول از خانهء بزرگتر پسر اصغر قايم‌مقام پدر باشد » يعنى آيين مغول ( ص 146 س 17 - 18 ) ، - « در ياسا و آذين مغول آنست كه در فصل بهار و تابستان كسى در آب ننشيند » ( ص 161 س 19 - 20 ) ، - « وقت آنك آذين نماز بسته باشند
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 131 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى