است دو نفر تاكنون باختصار اين كتاب پرداخته و دو تأليف مجدّد از آن ساختهاند از اينقرار :
اوّل - همين رساله كه در آخر اين نسخهء جهانگشاى ملحق است و نام مختصر ( بكسر كاف ) و تاريخ اختصار معلوم نيست ، مختصر اوّلا تمام ديباچهء كتاب ( 74 صفحهء بزرگ ) را بكلّى حذف كرده و بجاى آن ديباچهء مختصرى به قدر نيم صفحه فقط گذارده است ، ثانيا تمام خاتمهء كتاب ( 50 صفحهء بزرگ ) را نيز بكلّى حذف كرده است ، ثالثا جميع حشو و زوايد را از قصايد و اشعار و امثال و كلمات قصار و غيرها بكلّى اسقاط نموده است ، ولى از اينها گذشته در سوق اصل تاريخ عين عبارت راحة الصّدور را كماهى بدون يك كلمه بل يك حرف كم و زياد همهجا محفوظ داشته است و به قدر نقطهء تصرّف و تحريف در آن ننموده است و از اين حيث اين رساله را تا آنجا كه راجع باصل تاريخ سلجوقيّه است نسخهء دوّمى از راحة الصّدور ميتوان محسوب نمود « 1 » ، و مندرجات اين رساله در ترتيب ابواب و فصول همهجا قدم بقدم با راحة الصّدور مطابق است تا حكايت جنگ سلطان طغرل آخرين سلجوقيّه با سلطان تكش خوارزمشاه و كشته شدن طغرل و انقراض سلجوقيّه واقع در ورق
a
261 سطر آخر از اين رساله مطابق با ورق
b
145 سطر اوّل از اصل راحة الصّدور ، و در اينجا در اين رساله فجأة مطلب قطع مىشود و ناسخ بواسطهء يك سهو غريبى از اختصار راحة الصّدور يك مرتبه مىجهد به جلد دوّم از جهانگشاى جوينى در وسط تاريخ سلطان محمّد خوارزمشاه ، و ابتداى عبارت جهانگشاى اين جمله است ( نسخهء ج ورق
a
261 س آخر ) : « از ندماى سلطان از فردوس سمرقندى كه مطربهء بود
هامش
( 1 ) در اين رساله ما بين ورق 260 و 261 يك يا دو ورق افتاده است و اين افتاده مطابق است با ورقa143 س 3 - ورقb144 س 11 از اصل راحة الصّدور ، و ابتداى جملهء ساقطه اين كلمات است : « دزمارى و امير بار آلخ » و آخر آن اين كلمات : « تا ظن نبرى كه كس مرا يارى كرد شمشير » ،