شكسته برآيد « 1 » و اگر باغبان رنج نبرد ، غنچهء « 2 » گل ، دهان « 3 » به عذرخواهى نگشايد . اگر آفتاب نباشد روز را به چراغ نتوان يافت و اگر ظلمت ليالى ، شبگردى ننمايد ، راحت را به خواب نتوان ديد ، « 4 » بى گرم رويى آتش ، سپند را لب خاموش به ترانهء ارباب وجد گشوده نشود و اگر مناقشهء سنگ و آهن ارتفاع يابد و شمع و پروانه را صحبت باهم « 5 » درنگيرد ، تا آتش آرزوها نميرد ، هوس ترك تعلقات پختن « 6 » محال است و تا طبع دقيقهياب نباشد ، استماع كلمات ارباب حكمت هم كسوت ترانهء اطفال . بىساغر شكستهء دل ، بادهء معرفت نتوان كشيد و بىسياهى « 7 » ديدهء بينا ، جمال جهان آراى روز روشن نتواند ديد ، تا كليد دعا « 8 » نباشد درهاى اجابت گشوده نگردد و تا نكهت گل راهنمايى نكند صوت بلبلان به مسامع خوش نشينان چمن نرسد . اگر آب را [ گ 7 ب ] نهال گلستان ، عصاى دست نشود ، از خاك مذلّت برنخيزد و اگر طپانچه « 9 » اديب نسيم بهارى نباشد ، چهرهء گلها « 10 » رنگ نگيرد ، چون نيل مقصود در اين نشأهء « 11 » حاجتمندى بدين طريق ميسّر « 12 » است ، مرا كه آرزوى « 13 » نگاشتن حال فرخنده مآل اعليحضرت ظلّ اللّهى « 14 » منظور نظر « 15 » و هوس عروج آسمان معنى « 16 » در سرا « 17 » است ، بايد نخست به سّلم بلندپايه « 18 » تعداد « 19 » نسب والاى آن حضرت تشبّث نمايد ، مگر بدين طريق ارتقاى « 20 » مراتب آرزو ميسّر گردد .
اين نور ساطع الهى كه روزگارش به جهت اضاءت « 21 » بزم امكان ، از مشكوة نبوّت و رسالت اقتباس نموده نسب « 22 » به شعلهء ابد فروغ وادى « 23 » ايمن امامت ، « 24 » طور سيناى ظهور « 25 » كشف و كرامت ، واسطهء ابداع « 26 » اقليم وجود ، صدرنشين بزم آراستهء
هامش
( 1 ) . د : برآمد .
( 2 ) . م ، ل : رنج غنچه نبرد .
( 3 ) . ل ، د : زبان
( 4 ) . اساس ، د ، ده ، ل ، م ، مج ، مر : ديده .
( 5 ) . م : + صحبت
( 6 ) . مج : بحين
( 7 ) . د : سپاه
( 8 ) . مج : - « دعا »
( 9 ) . م : چنانچه
( 10 ) . مج : گل
( 11 ) . اساس ، مج ، ل ، د : نشاى
( 12 ) . د : بيشتر
( 13 ) . د : - « آرزوى »
( 14 ) . م ، مج ، ل ، د : الهى .
( 15 ) . د : - « نظر »
( 16 ) . م ، ل : معانى
( 17 ) . م ، مج ، ل ، ده ، ده : نظر
( 18 ) . د : - « پايه »
( 19 ) . م ، ل : - « تعداد »
( 20 ) . مج : - « ارتقاى » . ل : ارتفاع .
( 21 ) . ل : اضاعت . ده : - « اضاءت » بجاى آن « آراستن » آورده شده است .
( 22 ) . م : نسبة . ل ، د : نسبت .
( 23 ) . مج : بوادى .
( 24 ) . د : امانت
( 25 ) . م : - « ظهور »
( 26 ) . م : بدايع