للّه الحمد « 1 » كه اين مطلب « 2 » به بال توفيق به آسمان رسيد و بر كرسى نشست .
چشم سواد خوانان روشن كه صحيفهء گلشن گرديد و در خانهء تاريك ، نقوش چراغان معنى شد . اگر خامه به نور « 3 » چندين چراغ ، جوياى وصال نگارش « 4 » احوال سلطنت اشتمال [ گ 8 ب ] فرمانروايان بىهمال اين سلسله عديم المثال باشد چون سامان اين كار به حصول پيوسته « 5 » گمان هست كه از مشاهدهء جمال شاهد « 6 » مقصود ، ديده را روشنى حاصل شود .
بيت « 7 »
خدايا چو بر نيّتم « 8 » آگهى * خرد « 9 » را درين آرزو دل دهى « 10 »
* * * « 11 » چون لآلى اعداد اجداد كرام اين سلسله و الا مقام در سلك بيان انسلاك يافت ، لازم نمود كه مجملى از احوال فرخنده مآل ايشان نيز زبان زد خامهء سخن طراز گردد كه گلچينان روضهء آثار و اخبار را از سير سراسر اين بوستان هميشه بهار دستهبندى رياحين مفاخر و مناقب اساطين اين سلسلهء جليله به سهولت ميسّر گشته ، از ملاحظهء ساير حدايق تواريخ و سير كه به آبيارى اقلام سخنطرازان ، طراوات و نضارت يافته ، بىنيازى حاصل آيد ، لهذا اين نسخه مفاخر و معالى را كه موسوم [ ؟ ] « 12 » است مرتّب به سه باب گردانيد :
باب اوّل در بيان مجملى از احوال اجداد والاشأن اين برگزيدهء حضرت رحمن تا حين طلوع كوكب سلطنت نوّاب گيتى ستان خاقان سليمان شان .
باب دوّم در ذكر وقايع زمان سلطنت و ظهور دولت نوّاب خاقان سليمان شان الى طلوع آفتاب جهان تاب جهاندارى و فرمانروايى اعليحضرت صاحبقران .
باب سوّم در شرح وقايع و سوانح زمان جلوس ميمنت مأنوس .
هامش
( 1 ) . م : + و المنّه كه اطاير . ل : + و المنّه .
( 2 ) . د : - « مطلب »
( 3 ) . ده : - « به نور »
( 4 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : + جلوس ميمنت مأنوس باشد چون سامان . . .
( 5 ) . د : رسيد .
( 6 ) . اساس : - « شاهد »
( 7 ) . م : شعر . مج : نظم . ل ، د ، ده : - « بيت » .
( 8 ) . ل : برجستنم
( 9 ) . ل : تو خود را .
( 10 ) . ده :چو نيّت به خير است خيرم دهى .( 11 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : از اين قسمت تا باب سيّم را ندارد .
( 12 ) . در متن سفيد است .