عروج ننمايد . جمعيت حواس پنجگانه برهمزن وحشت و رشتهء شمع شب « 1 » افروز شيرازهء بزم صحبت است . هرگاه جزئيات « 2 » منتج امور كليه « 3 » توانند شد ، كليات در اين امور « 4 » اتمّ و اكمل خواهند بود و در صورتى كه خاك از پا فتاده مصدر الوان رياحين باشد ، سپهر بلند مرتبه به طريق اولى « 5 » علت ظهور امور تواند شد . قران كواكب ثابت و سيار چون اتصال حروف ، هرآينه منتج معانى و اجلاس روشنان عالم بالا جهت تدبير آراستن بزم آخشيجانى است ، در حالتى كه اين اجتماع در برج مرغوب وقوع يابد و كواكب سعد باشند ، مانند ارباب كمال كه در پذيراى « 6 » امرى شگرف به آراى صايبه اعانت مىنمايند ، آنچه از تركيب اجزاى اين مفرّح روحانى حاصل گردد ، مزاج سقيم ايّام « 7 » را خواص نوشدارو بخشد و كام آرزوهاى خشك لب را به زلال بقا رساند ، اما به مقتضاى « 8 » بيگانه خوى « 9 » بودن « 10 » اين خودپسندان ، افلاك جزئيه را كه ميانجى ارتباطند عمرى سرگشته بايد گشت كه اين گوهرهاى درخشان در سلك اجتماع انتظام يابند .
للّه الحمد و المنّه « 11 » كه در سنهء پيچى « 12 » ئيل مطابق سنهء « 13 » 1041 نقش مراد انجم و افلاك كه از به دو فطرت در طلب مقصود دور مىنمودند مطابق مأمول نشست و گوهر وجود اعليحضرت « 14 » ظلّ اللّهى از صلب مطهّر نوّاب خاقان رضوان آشيان به صدف رحم حضرت « 15 » مريم مكانى به عزيمت آراستن تاج و ديهيم نقل مكان نمود و در آن دبستان تكميل صورت به معلمى نفوس قدسيّه ، منازل مواليد را طى نموده ، قامت قابليتش پيرايهء
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ
« 16 » پوشيد « 17 » و در همين سال فرخنده فال « 18 » به طالع مسعود قدم به مسند ظهور گذاشت . عاملان دار الخلافهء ناسوت به مباركبادى هم گرم نشاط گشتند و منشور جهانگشايى آن خديو گيتى پرور
هامش
( 1 ) . مج : جزويات .
( 2 ) . مج : جزويات .
( 3 ) . ده ، ل ، مج : كلى .
( 4 ) . د ، ل : معنى .
( 5 ) . د ، ده ، مج : اكمل .
( 6 ) . م : تدبير .
( 7 ) . ل : انام
( 8 ) . مج : به مقتضى .
( 9 ) . ده : جوى . د ، ل : خوبى . مج : جويى .
( 10 ) . د ، ده ، ل ، مج : - « بودن »
( 11 ) . د ، مج : الحمد اللّه .
( 12 ) . مج : پيچين .
( 13 ) . ده : متن سفيد است .
( 14 ) . د ، ده ، ل ، مج : حضرت .
( 15 ) . م : - « حضرت »
( 16 ) . قرآن كريم : 95 / 4 .
( 17 ) . د : پوشند . مج : پوشيده .
( 18 ) . د : مآل .