تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 816

مساهمون:

ص٨١٦
نپرّد چرا بر سپهر جلال * كه از نقش آن پاى دارد دو بال : 460 حبّذا زين پل مبارك فال * كه بود آسمان جاه و جلال : 670 به ظاهر به از باطن اهل حال * به باطن به از روى صاحب جمال : 648 به هر جا فيض اينجا گشته نازل * بلى نيروى اعضا باشد از دل : 702 سعادت چون شد از تكرار كامل * ازو سال تمامى گشت حاصل : 684 بود چون شمع روشن بهر بلبل * نهال كنده‌اش را ريشه پرگل : 701
« م »
شود از اول شب گرمى آشام * چو ماه چارده تا صبح با جام : 704 نمودى گردش آن رنگ گلفام * چو ته مينا كه از پركردن جام : 671 الهى تا نشان باشد ز ايّام * فلك گردان به كامش باد چون جام : 502 درون خاك پاكش رشته دام * نمايد سبز همچون رگ در اندام : 701 بس كه بود عارض او نور فام * پاى به هر جا كه نهد در خرام : 8 شفقهايش از بس بود مهرفام * برآيد دو صد صبح از جيب شام : 456 چو اين معدن ميمنت شد تمام * شنيدم كه مىگفت عقل اين كلام : 649
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 816 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق