تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 815

مساهمون:

ص٨١٥
« ك »
همچو دستار باده‌نوشان ، تاك * از سر شاخها كشان بر خاك : 547 به افلاك گردش رسيده ز خاك * كواكب چو گلها دميده ز خاك : 471 شود چرم گاو زمين چاك چاك * اگر سايهء تيغش افتد به خاك : 474 فتاده ز بس هندو چاك چاك * پر از سايهء بيد گرديده خاك : 479 ز رشكش چشم جنّت گشته تاريك * كه باشد آسمان را خويش نزديك : 701
« گ »
كمند وحدت اين شاهد شنگ * به رنگ شال گلبنديست صدرنگ : 702 چو هست از عكس گلها نقش ارژنگ * چو ابرى خيزد از وى ابر صد رنگ : 703 بر سرش سايبان رنگارنگ * چون كله بر سربتان فرنگ : 670 خلق را هست سوى مرگ آهنگ * دم زدن گام و روز و شب فرسنگ : 644 به روى شرمناك دلبران رنگ * شكستى از نگه چون شيشه از سنگ : 671 زند سايه‌اش غوطه زان سان به سنگ * كه گويى به دريا فرو شد نهنگ : 463
« ل »
پى نوعروس جهان چرخ زال * سفيداب بيزد ز والاى آل : 456
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 815 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق