تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 763

مساهمون:

ص٧٦٣
وقتى كه شاه صفى به سلطنت رسيد و امرا و بزرگان دربار شاه عباس را به دست جلاد سپرد ، على مردان خان سخت به وحشت افتاد و مدتها در بيم و اميد زيست . با اين حال تا طالب خان صدراعظم زنده بود ، على مردان خان هنوز فى الجمله اميدى بر مال و جان خود داشت ، زير طالب خان با او خويشاوند بود و حتى بر اثر اين خويشاوندى على مردان خان از وجوه ايالت قندهار دينارى به خزانهء دولت نمىفرستاد و هر ساله بدهى او به خزانهء دولت افزونى مىگرفت . ولى چه باك ، چون خواهر على مردان خان زن طالب خان بود و طالب خان هم احترام همسر خود ، مال دولت را از والى قندهار مطالبه نمىكرد و به روى نمىآورد . شايد هم برادر زن و شوهر خواهر در مسايل مالى به نوعى توافق رسيده بودند ! تا اينكه در سال 1043 ه ق در ييلاق سهند ، طالب خان شبى جماعتى را در چادر خود به ميهمانى خواند و به شرابخوارى نشست . يكى از ميهمانان وى اغرلو خان شاملو عازم كشيك شد . طالب خان مانع گرديد و بر سر اين موضوع با كشيكچى باشى بگو مگو كرد و در ضمن صحبت به دو گفت شاه بسيار جوان است و بدين كار توجهى ندارد . با اين همه كشيكچى باشى تمكين نكرد و كار به زد و خورد كشيد . فردا صبح شاه صفى خبردار گرديد و طالب خان را احضار كرد و گفت جزاى كسى كه نان مخدوم خويش را بخورد و احترامش را نگه ندارد چيست ؟ طالب خان بى خبر از همه‌جا گفت جزاى او مرگ است . شاه صفى هم در دم شمشير كشيده در شكم طالب خان فرو كرد و دستور داد تا قورچيان سر و دهان او را با تبر زين خرد كنند . بارى طالب خان بدين نحو كشته شد و على مردان خان بهترين حامى خود را از دست داد . جانشين طالب خان دشمن وى ميرزا محمّد تقى معروف به ساروتقى بود . شاه صفى ، خان قندهار را احضار كرد . على مردان خان كه شنيده بود چگونه امامقلى خان فاتح هرموز و زينل بيگ شاملو مرد برجستهء جنگ و سياست دربار شاه عباس و طالب خان اعتماد الدوله صدر اعظم و اغرلو خان ايشيك آقاسى باشى و عيسى خان قورچى باشى كشته شده‌اند و حتى زنان حرم نيز از سنگدلى و خونخوارى شاه صفى جان به‌در نبرده‌اند ، از رفتن به اصفهان خوددارى كرد . به خصوص كه از بابت
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 763 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق