ابو الغازى بهادر خان :
وى فرزند عرب محمّد خان بن حاج محمّد خان يا حاجم خان ( 1014 - رمضان 1074 ق / 1605 - مارس 1664 م ) ، تاريخنگار و از فرمانروايان خاندان شيبانى اوزبك در خوارزم بود . يگانه نوشتهء معتبر دربارهء زندگى ابو الغازى ، كتاب شجرهء ترك اثر خود اوست ، وى در اورگنج زاده شد و در خيوه درگذشت . پدرش پيروزى بر قزاقهاى مهاجم روس در اورگنج را كه 40 روز پس از تولد او روى داد ، به فال نيك گرفته فرزند را ابو الغازى نام نهاد . ابو الغازى كه از جانب پدر از نوادگان يادگار خان ازبك است و مادرش مهربانو نيز از وابستگان همين خاندان است ، در 6 سالگى مادرش را از دست داد و تا 16 سالگى همراه پدر در اورگنج زندگى كرد . با بستر آمودريا ، اورگنج اهميت خود را از دست داد ، بدين سبب عرب محمّد خان پايتخت خود را به خيوه منتقل ساخته ادارهء اورگنج را به ابو الغازى و پسر ديگرش حبش سلطان سپرد . ديرى نگذشت كه حبش به اتفاق برادر ديگرش ايلبارس بر پدر شوريد ابو الغازى همراه پدر و برادر بزرگش اسفنديار خان با برادران شورشى به جنگ برخاست . اما كارى از پيش نبرد . ايلبارس پدر را اسير و كور كرد ابو الغازى نزد امامقلى خان حاكم سمرقند كه تابع دولت صفوى بود ، رفت . اسفنديار خان نيز به ايران پناهنده شد و به استرآباد رفت و در اثناى لشكركشى شاه عباس به قندهار به حضور او رسيد و همچون نياى خود حاج محمّد خان كه در ايّام استيلاى ازبكان به صفويان پناه برده و از يارى آنان برخوردار شده بود او نيز با احترام پذيرفته شد . اسفنديار به دستور شاه عباس و به يارى ( سرخيلان صاين خانى ) و لشكر استرآباد بر برادران چيره شد اسفنديار ، خيوه ، هزار اسب و كاث را تصرف كرد و به مقام خانى رسيد و حكومت اورگنج را به ابو الغازى واگذارد .
اسفنديار كه با يارى قبايل تركمن استراباد به حكومت رسيده بود ناگزير از آنان جانبدارى كرده با ازبكان مخالفت مىكرد حتى در صدد قتل آنان نيز برآمد . اوزبكان نيز براى حفظ موجوديت خود به ابو الغازى روى آورده او را به جنگ با برادر تحريك كردند . در اين نبرد ابو الغازى شكست خورد و به ايشيم خان والى تركستان پناهنده شد و پس از اقامتى كوتاه در آنجا نزد خان به تاشكند رفت و دو سال در آنجا ماند . ابو الغازى