تعليقات
كاخت :
كاخت در اواخر دورهء صفويه از رود « عرك چايى » واقع در غرب تا ناحيهء « كخ » در مشرق گسترده بود . يعنى شامل نواحى اطراف زكاتلى كه امروز خارج از حدود جمهورى گرجستان است ، نيز مىشد .
بر خلاف پادشاهان كارتيل ، فرمانروايان بگرتى كاخت تا زمان شاه عباس اول ( 1038 - 996 ه ق ) با موفقيت بسيار ، از سياست اغماض و تفاهم با همسايگان مقتدر خود پيروى مىكردند . در منابع عصر صفوى آمده است كه اسكندر اول پادشاه كاخت در سال 906 ه ق كه شاه اسماعيل اول شروان را فتح كرد ، پسر خود را با هدايا به دربار صفوى گسيل داشت . يكى از منابع گرجى شكوه داشت كه در نتيجهء اخذ تماس با ايرانيان در اواخر سلطنت شاه طهماسب اول ( 984 - 930 ه ق ) آداب و رسوم ايرانى در كاخت رواج يافته است . هنگامى كه تركها پس از مرگ شاه اسماعيل دوم ( 985 - 984 ه ق ) به گرجستان و شروان حملهور شدند ، پادشاه كاخت با آنان كنار آمد و دست نشانده و باجگزار آنان شد . اما باز هم همچنان روابط خود را با دربار شاهنشاه ايران حفظ كرد . در حين محاصرهء ايروان توسط شاه عباس اول در توشقان ئيل 12 - 1011 ه ق پادشاه كاخت براى عرض ادب و احترام به دربار آمد . حكام محلى البته در دورهء بعديا از طرف شاه منصوب مىشدند يا حكومتشان به تأئيد وى بود اما اينها يا در محل حكومت خود قدرت و شخصيتى نداشتند يا سر به طغيان برمىداشتند . شاه عباس اوّل براى گوشمالى به اين ايالت كه تقريبا خالى از سكنه شده بود ، لشكر كشيد . حال ديگر