متوجه شدن رايات نصرت آيات به دار السلطنهء اصفهان « 1 »
چون مدتى بود كه شاهد يوسف لقاى اصفهان از زيور حضور شاهنشاهى « 2 » عاطل بود ، خاطر همايون متوجه نوازش آن منتظر مهجور كه چشم بر راه غبار موكب همايون « 3 » منصور بود گرديدند و در ساعت مسعود از بلدهء طهران در حركت آمده ، همهجا شكاركنان [ گ 305 ب ] و ساغركشان كامياب و كامروا « 4 » روانه گشتند و بعد از ورود منزل خوار ، ارجيل خان را مشمول الطاف و خلاع فاخره و مسمّى به شاه نظر خان فرموده ، به اتفاق اميلاخور و رفقا به مهماندارى « 5 » محمّد رضا بيگ جغتاى « 6 » يساول صحبت « 7 » ولد محمّدقلى خان ايشيك آقاسى باشى حرم عليّهء عاليه رخصت انصراف ارزانى داشتند و در همين منزل مرتضى قلى خان بيگلربيگى قراباغ كه به موجب رقم اشرف مقرر شده بود كه روانهء درگاه جهان پناه شود به پاى بوس همايون سرافرازى يافت و مرتضى قلى خان سعدلو مرخص گشته روانهء الكاى سمنان شد و بعد از ورود [ به ] باغ مبارك بنياد تاج آباد ، فرمان و الا نفاذ يافت كه گرجيان رفيق طهمورث را كه در استرآباد بودند ، نزد مرتضى قلى خان سعدلو روند « 8 » كه كس همراه نموده روانهء خراسان نمايد و مقرّر شد كه هر چند نفر از ايشان نزد يكى از بيگلربيگيان آنجا « 9 » به خدمات « 10 » مشغول باشند « 11 » و به سعادت و خرّمى داخل دار السلطنهء اصفهان گرديدند .
شرح وقايعى كه بعد از ورود « 12 » دار السلطنهء اصفهان روى نمود
چون آوازهء عدالت اعليحضرت ظلّ رحمن « 13 » مانند فروغ مهر درخشان از مشرق تا مغرب رسيده و اغصان طوبى جاه و جلال اين خسرو بيهمال به هر ملكى رسيده « 14 »
هامش
( 1 ) . اساس ، ده ، ل ، م ، مج : - « متوجه شدن . . . دار السلطنهء اصفهان » .
( 2 ) . مر : شاهى ظلّ اللّهى .
( 3 ) . ل : - « همايون » .
( 4 ) . مر : كامران . ده : كامروان .
( 5 ) . م : ميهماندارى .
( 6 ) . ده : جقتاى .
( 7 ) . اساس ، ل ، م : - « صحبت » . مر : + رخصت انصراف ارزانى داشتند . . .
( 8 ) . م : آوردند .
( 9 ) . ده ، مر : + بوده .
( 10 ) . م : خدمت .
( 11 ) . مر : مشغولى نمايند .
( 12 ) . مر : + رايات نصرت آيات به .
( 13 ) . م : اللّهى .
( 14 ) . مر : كشيده . ده : دويده .