در اين سال ايلچيان پادشاه حبشه « 1 » و امام يمن از راه اخلاص جهت تأسيس مبانى دوستى « 2 » روى نياز به درگاه جهان پناه آوردند و در حينى كه « 3 » طهران مقرّ رايات نصرت توامان بود خبر آمدن « 4 » ايلچيان حبشه « 5 » معروض گشته ، امر و الا صادر شده بود كه در دار السلطنهء اصفهان توقف نموده ، « 6 » منتظر فرمان باشند و بعد از ورود دار السلطنهء اصفهان « 7 » به شرف پاى بوس سربلند گشته مشمول انعامات « 8 » خسروانه گرديدند و چون دوستى اسباب و اموال « 9 » و زخارف اين نشاهء سريع الزوال موجب دشمنى دوستان بل اخوان مىگردد ، بدين جهت ما بين ايلچيان كدورتى به هم رسيده ، با هم « 10 » در مقام سؤال و جواب « 11 » درآمدند و اخگر پنهان « 12 » غبار كلفت به نسيم مكالمهء طرفين شعلهور گشته مهّم به محاربه انجاميد و برادرزادهء ايلچى كوچك مقتول گشته يك دو نفر از مردم طرفين [ گ 306 آ ] زخمدار گرديدند تا اينكه مهماندار از سوء كردار ايشان واقف گشته ، مانع قاصدين ايلچى بزرگ گشته ، حمايت « 13 » او نموده حقيقت معروض « 14 » داشته ، مقرر شد كه منزلى ديگر به جهت ايلچى كوچك كه از مكان ايلچى بزرگ دور باشد تعيين « 15 » نمايند و بعد از تفريق « 16 » ايشان هريك پاس خود داشته در كمين فرصت مىبودند در اوقاتى « 17 » كه ايلچى بزرگ مرخص گشته بر جناح سفر « 18 » بود « 19 » چند نفر از مردم ايلچى كوچك نيم شبى خود را به منزل او رسانيده به قتلش مبادرت نمودند و چون قصاص ميهمان از شيمهء كريمهء سلاطين ذىشان دور است ايلچى كوچك را مرخص ساخته آنچه به هر جهت به ايلچى بزرگ عنايت شده بود با اسباب و متروكات « 20 » او مصحوب مردم مشاراليه به جهت وارث او فرستادند و ايلچى يمن نيز مشمول الطاف بيكران گشته ،
هامش
( 1 ) . ده : جشه .
( 2 ) . م : اخلاص و دوستى .
( 3 ) . مر : + بلدهء .
( 4 ) . اساس ، ل ، م : - « آمدن » .
( 5 ) . مر : مزبور .
( 6 ) . م : نمايند و .
( 7 ) . مر : مزبور .
( 8 ) . ده ، م : عنايات .
( 9 ) . م ، مر : اموال و اسباب .
( 10 ) . ده : به روى هم .
( 11 ) . اساس ، ل : جواب و سؤال .
( 12 ) . ده : بيان .
( 13 ) . ده ، مر : + و وقايت .
( 14 ) . ده : + سرير معلى .
( 15 ) . اساس : تعين .
( 16 ) . مر : مفرق .
( 17 ) . ده : در آن اوقات .
( 18 ) . ده : تنفر .
( 19 ) . اساس ، ده ، م : - « بود » .
( 20 ) . ده : متروكاب .