تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 756

مساهمون:

ص٧٥٦
حاجتمندان است ، كسب سعادت نشأتين نمودند .

آمدن چوپان بيگ و رفقا

در حينى كه رايات جهان گشا و اعلام آفتاب ضيا در چمن لار نزول اجلال داشت معروض باريافتگان « 1 » سرادقات جاه و جلال گرديد « 2 » كه چون چوپان بيگ قرم برادر سرخاب خان . « 3 » و « 4 » شمخال به اتفاق غازى خان بيگ ولد « 5 » خود با پيشكش آقاسى لايقه ، احرام سعادت خدمت بسته و اللّه ويردى بيگ مازندرانى ايشيك آقاسى حرم عليّهء عاليه به مهماندارى ايشان تعيين شده ، مقرر گشته بود كه تا حين ورود موكب مسعود در بلدهء طهران توقف نمايند . در اين وقت كه بلدهء طيبّهء طهران از ورود همايون ، خانهء دولت و منزل سعادت شد ، چوپان بيگ و رفقا سعادت خدمت و بندگى دريافته به نوازشات و انعامات و خلاع فاخره امتياز يافتند و در ايّام توقف آنجا كه اعليحضرت ظلّ رحمن متوجه شكار كلنگ و ساير مرغان آسمان آهنگ مىگشتند ، ملتزم ركاب ظفر انتساب بوده ، مشمول عنايات شاهانه مىگرديدند و در حينى كه عزيمت توجه موكب بى كران به صوب صواب اصفهان مصمّم گرديد ، ايشان را مشمول عنايات و الطاف « 6 » شاهانه ساخته ، رخصت انصراف ارزانى داشتند و چون در خاطر آفتاب ضياء « 7 » و آيينهء ضمير منير غيب نما ، ارتسام يافته بود كه ملاحظهء سان قورچيان و غلامان و ساير ملازمان هميشه كشيك نموده ، نسق احوال ايشان بر وجه احسن نمايند ، در ايّام توقف طهران متوجه سامان « 8 » ايشان گشته هر روز « 9 » به سعادت و اقبال متوجه اين امر « 10 » مىگشتند . و جمعى را كه حسن خدمات ايشان معروض مىگرديد « 11 » به انعامات شاهانه سربلندى مىبخشيدند .
هامش
( 1 ) . م : بازيافتگان . ( 2 ) . اساس : كردند . ( 3 ) . ده ، سرخاى خان . مر : - « سرخاب خان » . ( 4 ) . ده ، ل ، مر : - « و » . ( 5 ) . ده ، مر : + شمخال و گراى بيگ ولد . ( 6 ) . ده ، مر : مشمول الطاف و اعطاف . ( 7 ) . اساس ، م : - « ضياء » . ل : تأثير . ( 8 ) . ده ، مر : ديدن سان . ل : ميان . ( 9 ) . مر : + هنگامه عصر . ( 10 ) . ده : - « امر » . ( 11 ) . م : مىكردند .
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 756 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق