تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 726

مساهمون:

ص٧٢٦

داورى نمودن هندويان و ساير وقايع

همواره خاطر و الا و طبع معلّى به فحواى « 1 » « الولد سرّ ابيه » « 2 » متوجه تعمير بناى آسمان بنيان شرع مطهّر و دين انور كه در حقيقت از معدن رسالت و مشكوة نبوت به ارث به ايشان رسيده ، مىباشد و لهذا از آغاز طلوع نيّر درخشان جهانگشايى « 3 » و جهان فيروزى آفتاب دولت بيضا و رنگينى گلهاى محمّدى اين بوستان بى « 4 » خزان كوشيده ، اغصان و اوراق آن را پيرايهء سرسبزى جاودان پوشيده‌اند . هريك از افراد انسان را به ديدهء بنده پرورى ديده‌اند و از طريق مستقيم ديندارى ، به غور مطلب و منتهاى « 5 » مقصود هر كدام رسيده ، ارباب اديان مختلفه از عدالت شاملش مانند خار و خس گلستان از خورشيد درخشان و سحاب نيسان ، هريك به قسطى خاص بهره‌ورند و در سايهء عالم‌گير معدلت و خداشناسيش محفوظ از گرماى آفتاب ضرر و خطر و چون معنى دادرسى و خداترسى اين ظلّ پروردگار ، گوشزد ساكنان هرديار گرديده ، لهذا در اين ايّام ، هنود ساكن دار السلطنهء اصفهان بر سر راه خسرو قضا فرمان آمده تظلّم نمودند كه در دعاوى كه فيما بين ايشان و هريك « 6 » از متدّينين بنابر اختلاف ملل و اديان واقع مىگردد و قسم به ايشان رجوع مىشود ، ايشان را تكليف مىنمايند كه دست به روغن گداخته « 7 » گذارند يا از عهدهء مدّعى « 8 » بيرون آيند و چون بر هركس ظاهر است كه كام و زبان و حوصله را تاب خوردن قسمى چنين نمىباشد ، بدين جهت دايرهء دعاوى مردم نسبت به ايشان وسيع و حصول بروجه دعوى بى صورت براى مطالبان آن سريع است « 9 » و يكى از بيّنات اين مطلب آنكه محمّد صالح ولد مرحوم حكيم سيفاى كاشى ضابط وجوه عشور بندر [ گ 292 ب ] مباركهء عباسى به ادّعاى اين « 10 » كه ملازم من در حين فوت ، مذكور مىساخت كه يك هزار تومان به بعضى از جماعت هنود داده‌ام و بعد از فوت دو سه كتابت به خط هندو از صندوق او برآمده و به دو سه نفر هندو داده بود كه بخوانند و نوشته در
هامش
( 1 ) . اساس ، ل ، مر : به فحوى . ( 2 ) . م : سرابى . ( 3 ) . مر : جهانگشاد . ( 4 ) . اساس ، م : نى . ( 5 ) . اساس ، ل ، م : منتهى . ( 6 ) . اساس ، ل ، م : - « و هريك » . ( 7 ) . م : - « گداخته » . ( 8 ) . مر : مدعّا . ( 9 ) . م ، مر : شريعت . ( 10 ) . م : آن .