تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣
جعفرقلى بيگ قورچى ركاب غلام « 1 » خاصّهء شريفه شد و بعد از آراستن آن بزم غرابت آيين ارم تزيين كه چگونگى آن قبل از اين زبان زد خامهء نكته طراز شده ، اعليحضرت ظلّ رحمن يك نوبت با امرا و خاصّان و طهمورث خان و گرجيان ، گلچين آن گلستان خلدنشان گشته از شام تا بام مجلس افروز عيش و خوشدلى گرديدند و يك نوبت ديگر با پردگيان سلطنت ، چراغ آن عيش و عشرت را روشنايى بخشيدند و بعد از رسيدن فصل ربيع و شكفتن گلهاى بديع كه صحرا از قدوم گلهاى رنگارنگ ، رشك نگارخانهء ارژنگ گشته ، هواى فروردين از انوار الوان پرند و پرنيان به طريق پاى انداز اعليحضرت پادشاه دين پناه فرش راه نمود ، ارادهء « 2 » سيرچمن نصرآباد اصفهان كه از متنزهات گلشن امكان است راجح آمده ، امر فرمودند كه خيمهء زرنگار را در فضاى آن گلستان هميشه بهار برپاى كرده بزم عشرت آراستند و در آن خيمهء آسمان شأن با طهمورث خان و تاوادان و ازناوران صحبت داشتند و هريك را به خلعتهاى گرانبها مخلّع و سرافراز ساختند و به جهت زيادتى عزّت و اعتبار مشاراليه مقرّر داشتند كه اعتماد الدوله و قورچى باشى و تفنگچى آقاسى و ايشيك آقاسى باشى ديوان بيگى « 3 » به اتفاق به منزل « 4 » او روند و بعد از چند روز ناظر بيوتات خاصّهء شريفه نيز منفردا به امر مزبور مأمور گرديد و حسب الامر اعلى هريك از امراى « 5 » عظام مزبوره و قوللر آقاسى [ گ 291 آ ] طهمورث خان و ملتزمان او را به منازل خود طلب نموده ضيافت ملوكانه نمودند و چون طهمورث خان از اقتباس انوار عنايات اعليحضرت ظلّ اللّهى و روشن شدن چراغ سلطنت ملك موروثى گرجستان اميدوار گرديده بود و در عرض ايّام بندگى به زبان « 6 » تضّرع و ابتهال استدعا نموده بود كه نامهء همايون « 7 » مشتمل بر طلب الكره « 8 » ميرزاى نوادهء او كه در الكاى اروس است به اسم والى آنجا صادر گردد و اگر الكره « 9 » ميرزا به مساعدت بخت و همراهى اقبال احراز سعادت آستان بوس نمايد سلطنت ملك موروثى به دو تفويض يابد و ملتمس مومى اليه به
هامش
( 1 ) . مر : - « غلام » . ( 2 ) . اساس ، ل ، م : - « اراده » . ( 3 ) . مر : + و ناظر بيوتات . ( 4 ) . م : « منزل » تكرار شده است . ( 5 ) . اساس : امرا . ( 6 ) . م : - « زبان » . ( 7 ) . م : - « همايون » . ( 8 ) . م : الكر . ( 9 ) . م : الكر .