تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 728

مساهمون:

ص٧٢٨
دار السلطنهء اصفهان تشريف شريف « 1 » ارزانى داشته به اداى نماز جمعه قيام و اقتدا به جناب مولانا محمّد محسن كاشانى « 2 » فرمودند و چون به عرض رسيد كه يك دو طاق مسجد مزبور درهم شكسته و بسيارى از عمارات مسجد عتيق نيز از پاى نشسته ، مبلغى جهت تعمير و اصلاح آن « 3 » دو مسجد عالى بنا از عين المآل آن پادشاه فرمانروا داده شد و در اندك زمانى آن دو مسجد آسمان فضا حسب المدّعا به اتمام رسيد .

شرح تظلم ، عجزهء اصفهان « 4 » از گرانى اجناس و داورى اعليحضرت خديو خداشناس

بنابر ورود سپاه جراد « 5 » خرمن خوار و كمى مياه عيون و قنوات و انهار و امساك فيض سحاب بهار « 6 » تسعير مأكولات با وجود گرانى مانند كفّهء خفيف « 7 » ميزان عدل ، بالا و پاى صبر و اصطبار فقرا و ضعفا از جا رفته كار تعيّش بر مساكين تنگ و مركب طاقتشان از طى فراز و نشيب صبح و شام زندگانى لنگ گرديد . چون چارهء هر دردى لطف شامل اعليحضرت صاحبقران و موميايى هرگونه شكستى « 8 » مرحمت آن خديو سليمان فرمان است ناچار تنگدستان ناتوان و تهى كيسگان پريشان از مردان و زنان به در دولتخانهء مباركه جمعيت نموده از صعوبت آن حال و شكستگى بال ، خروش و افغان برآوردند و حقيقت معروض باريافتگان سرادقات جاه و جلال گرديده امر شد « 9 » كه صفى قلى بيگ ناظر بيوتات احضار ، اربابان دار السلطنهء اصفهان كه مالكان يوسف اهل حاجت‌اند نموده ، چون به موجب شرع انور و قانون ملت مطّهر احتكار جايز نيست ، مقرر دارد كه هريك از ايشان كه بدين جهت جنسى ذخيره نموده باشند در عرصهء بيع درآورده به قيمتى كه داد و ستد مىشود ، مبيع نمايند و ارقام مطاعه به اسم وزرا و عمال فارس و قلمرو عليشكر صادر گرديد كه مقدار سيصد هزار من غلّه به طريق استعجال از محصولات سركار خاصّهء شريفه نقل
هامش
( 1 ) . ده ، مر : حضور . ( 2 ) . ده ، مر : كاشى . ( 3 ) . ده ، مر : اصلاح و تعمير آن . ( 4 ) . اساس ، ل : صفهانى . ده : اصفهانى . ( 5 ) . مر : جرار . ( 6 ) . ل : بهارو . ده : بحار . ( 7 ) . ل : حقيقت . ( 8 ) . مر : شكستگى . ( 9 ) . ده ، مر : فرمودند .