تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣
خواقين دوران بوده از جمله آثار اين معنى آنكه در زمان نوّاب جنت مكان عليين آشيان جد بزرگوارم طاب ثراه كه پادشاه خلد آرامگاه جد رفيع المقدار آن والاتبار ، گلشن جنت نشان ايران را به يمن قدوم بهجت لزوم منّور ساخته بودند به ازاى تفقدات و مهربانى كه از نوّاب جنت مكان عليين آشيان نسبت به آن جناب به منصهء ظهور رسيده بود ، دار القرار قندهار به نوّاب سابق الالقاب تكلّف نموده ، به تصرف منسوبان اين دودمان و الا داده بودند و آن ملك كه در حقيقت سند التيام طرفين و نشان دوستى جانبين بود تا حين رحلت نوّاب جنت مكان عليين آشيان در تصرف كاركنان اين دولت ابد مدت استقرار داشته و بعد از مسافرت نوّاب جنت مكان به جوار رحمت ملك منّان كه متغلبهء اوزبكيّه انتهاز فرصت نموده « 1 » در بعضى از ولايات خراسان تصرف نموده بودند ، مستحفظان قندهار به علت وقوع موانع و انسداد شوارع و مراعات نسبت دوستى ساطع جدايى منظور نداشته به فرمانروايان آن سلسلهء جليله رجوع كرده ولايت مزبور را به تصرف ايشان داده بودند و در عهد سلطنت و زمان خلافت نوّاب گيتى ستان فردوس مكان جد بزرگوارم كه خار وجود اشرار اوزبكيّه را از بوستان خراسان به داس شمشير غازيان ظفر نشان دروده و زنگار موانع از آيينهء ملك و ملت زدوده ، مسالك و شوارع به مفتاح سعى مجاهدان گشوده شده بود « 2 » در حينى كه استرداد آن ملك نموده ، بنابر دوستى قديم به نوعى كه مسموع شده باشد « 3 » منهل « 4 » عذب يگانگى و مودّت سابق از اين رهگذر غبارآلود كلفت نكردند « 5 » بلكه روابط [ گ 286 ب ] الفت و صداقت بيشتر از بيشتر فيما بين نوّاب گيتى ستان فردوس آشيان جد بزرگوارم و نوّاب جنت مكان جد اعلى « 6 » ايشان استحكام يافت و پيوسته به دستور سابق ابواب مراسلات گشوده بود « 7 » به ميامين التيام آن دو پادشاه والاجاه ، رعايا و براياى « 8 » طرفين در بستر رفاهيت و آسايش غنوده بودند و در اوقاتى كه والد ماجد آن زيب بخش اورنگ جاه و جلال بر مسند
هامش
( 1 ) . مر : - « نموده » . ( 2 ) . مر : - شده . ( 3 ) . م : بود . ( 4 ) . ده : منهيل . ( 5 ) . ده ، م : نكرديد . ( 6 ) . ل : اعلاى . ( 7 ) . مر : گشودند . ده : بود و . ( 8 ) . اساس ، م ، مر : برايا .
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 713 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق