زربفت گرانبها و درون طاق و حواشى را آيينههاى بدن نما كرده ، در نقاشى و طراحى هريك به آيينى عجيب « 1 » و اسلوبى غريب « 2 » داد « 3 » اهتمام دادند .
نوّاب ايران مدارى كه موى شكاف دقت و سرآمد ارباب طبيعتاند با وجود كمال غرابت « 4 » و تازگى كه هريك به كار برده بودند ، چون بعضى از تصرفات در ميان همكاران اشتراك داشت به بستن اين معنى كه صورت ابتذال از آيينه خانه « 5 » جالس « 6 » مىنمود ، راضى نشده بعضى « 7 » جرزها را از طلقهاى مصور به نوعى كه شخص صورت در پردهء طلق چون آب گوهر پوشيده « 8 » و پيدا « 9 » باشد به اتمام رسانيده نصب فرمودند و بعضى را از مداخل و اسليمى و خطايى ، طلا و نقره كه در كمال دقت به اتمام رسيده ، بر روى مخملهاى خوش رنگ دوخته بودند ، آرايش « 10 » نمودند « 11 » و كنجكاوى « 12 » انديشهء اقليدس پيشهء آن صاحب دانش و فرهنگ ، به تدبيرى عجيب « 13 » كه ظرف بيان از گنجايش « 14 » شرح تقرير آن تنگ و زبان خامهء داستان طراز در تبيين آن لنگ است ، « 15 » آب رود را به بالاى پل چنانچه فوارهء آن تقريبا سه ذرع « 16 » مىجست ، جارى فرمودند و حوضى در وسط تختى كه مخصوص بساط خسروى بود بسته ، از اين آب زلال ، مالامال نمودند . الحق از تصرف آن آب روان غرابت « 17 » عنوان و حوض مصفاى جنان « 18 » حسن « 19 » آيين و چراغان دو چندان شد . سايبانهاى زرنگار از مبدأ تا منتهاى پل بر سر پاى شد و رشتههاى مفتول « 20 » به جهت آويختن فانوس و قناديل به طرحهاى مختلف كشيده آمد « 21 » .
هامش
( 1 ) . د ، مج : - « عجيب » .
( 2 ) . د ، مج : + رنگين .
( 3 ) . م : - « داد » .
( 4 ) . ل ، م : غرايب .
( 5 ) . د ، ده : - « خانه » .
( 6 ) . مج : خيالش . د ، ده ، ل ، م : حالش .
( 7 ) . د : بعضى از .
( 8 ) . ل : جوشيده .
( 9 ) . د : ناپيدا .
( 10 ) . م : آيين .
( 11 ) . د : نموده بودند .
( 12 ) . مج : گچكارى . ل : كج كارى .
( 13 ) . ل ، م : عجب د : عجيبى است .
( 14 ) . ده ، مج : گنجايى . د : گنجهاى .
( 15 ) . ل : - « است » .
( 16 ) . اساس ، ل ، م : زرع . د ، ده : گز .
( 17 ) . ل ، م : غرايب .
( 18 ) . مج : چنان .
( 19 ) . مج : جشن . د : - « حسن » .
( 20 ) . ل : مقتول .
( 21 ) . د ، ده : كشيدهاند .