محراب « 1 » خان والد « 2 » عاليجاه قورچى باشى كه بر كنار « 3 » زنده رود واقع و مستجمع هر هفت بدايع است ، « 4 » منظور نظر اختيار گرديده و ارادهء و الا آن بود كه به قيمت واقعى خريدارى نموده ، بناى عمارت نمايند . چون مكان مزبور حسب الارث به عاليجاه قورچى باشى انتقال يافته بود از گرفتن قيمت « 5 » ابا نموده ، پيشكش سركار خاصّهء شريفه نمود و فرمان قضا جريان نفاذ يافت كه گنبدى عرش آسا به كرسى چهار زرع مشتمل بر ايوانى كه به رود مزبور « 6 » اشراف داشته باشد ساخته ، مربعى وسيع از اصل باغ افراز نموده ، بيوتات به تكلف در اطراف آن بنا نمايند كه هريك از واردين را مكانى عليحده بوده ، در حين ذكر و وجد و حال در اصل گنبد اجتماع نمايند و سركارى عمارت و توليت آن به زبدهء ارباب ديد « 7 » حكيم محمّد سعيد « 8 » طبيب سركار « 9 » خاصّهء شريفه تفويض يافت و مقرر شد كه محال مرغوبه از وجهى كه بىدغدغه بوده باشد ، خريدارى نموده وقف تكيهء مزبور نمايند كه حاصل آن صرف ما يحتاج ساكنين آنجا شود و عمارت مزبور در اندك فرصتى به چابكدستى استادان صنعت شعار نادره كار به سركارى جالينوس الزمانى مقرّب الخاقانى مزبور « 10 » بنا « 11 » شروع و زيور « 12 » اتمام يافته « 13 » [ گ 268 آ ] موسوم به تكيهء فيض گرديد .
ارباب طبع جهت تاريخ اين بنا گوهرهاى معانى سفته و « 14 » اشعار آبدار گفتهاند و اين مصراع كه « 15 » :
« مىكنى « 16 » بسيار « 17 » وجد از ديدن اين بوستان « 18 » »
به خاطر راقم « 19 » رسيده ، چون در ذكر بود به جهت ضبط بنا « 20 » ثبت افتاد . « 21 »
هامش
( 1 ) . م : مهراب .
( 2 ) . د : ولد .
( 3 ) . مج : كنارود .
( 4 ) . د ، مج : - « بدايع است » .
( 5 ) . م : + گرفتن .
( 6 ) . مج : زنده رود .
( 7 ) . د ، ده ، مج : - « زبدهء ارباب ديد » .
( 8 ) . د ، ده ، مج : ميرزا .
( 9 ) . ده ، مج ، مر : - « سركار » .
( 10 ) . د ، مج : مشاراليه .
( 11 ) . م : - « بنا » .
( 12 ) . اساس ، ل ، م : - « شروع و زيور » .
( 13 ) . د ، ده ، مج : شروع به تعمير شده ( ده : شد ) .
( 14 ) . ده : - « سفته و » .
( 15 ) . مج : كه ع . د : كه مصراع .
( 16 ) . مج : پرده ميكن .
( 17 ) . د ، مج : ساز . ده ، مر : سيار .
( 18 ) . اساس : بوستان 981 . [ 1072 ] .
( 19 ) . م : ارقم .
( 20 ) . ل : - « بنا » .
( 21 ) . م : - « چون در ذكر . . . ثبت افتاد » .