و عوض بيگ وزير خطّهء لار به علت كبرسن از خدمت مزبور استعفا نموده ، منصب مزبور « 1 » به اللّه ويردى بيگ ولد او كه وزير گسكر بود شفقت شد و وزارت گسكر به اللّه قلى بيگ همشيره زادهء عوض بيگ مزبور « 2 » عنايت شد و هم در اين سال مراد خان سلطان كنگرلو حاكم نخچوان از دارفنا انتقال « 3 » نموده ، عليقلى سلطان برادر مشاراليه در عوض او معين گرديد و از امور غريبه كه در اين سال روى نموده قضيهء كليسياى الكاى « 4 » لورى و پبنگ « 5 » است كه با وجود حصانت و رصانت « 6 » و متانت بنيان و استحكام جدران كه اصول و فروع آن تمامى از سنگهاى تراشيده صورت انجام يافته بود ، بىآنكه شكستى به اركان آن راه يافته باشد به فحواى « 7 » كريمهء
فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي
« 8 »
جَعَلَهُ
« 9 »
دَكَّاءَ وَ كانَ
« 10 »
وَعْدُ رَبِّي حَقًّا
« 11 » با زمين [ گ 249 ب ] هموار گرديد و سنگ باره « 12 » درون « 13 » عمارت به مسافت نيم فرسخ از مكان مزبور از هم پاشيده بود و شرحى كه عيسى خان سلطان بوزچلو « 14 » حاكم الكاى مزبور در باب وقوع اين امر غريب معروض گردانيده بود به نوعى است كه قريب « 15 » به ظهر ، ابر « 16 » مظلمى « 17 » احاطهء اطراف و اكناف آنجا نموده ، صداهاى غريب كه از آن قسم صدايى هرگز مسموع نگشته « 18 » به گوش مىرسيده و مردم را فزع عرض اكبر و دهشت روز محشر از خواب گران غفلت بيدار گردانيده ، از چاشت آن روز تا صبح روز ديگر اين « 19 » هنگامه برپا « 20 » و گوش در شكنجهء اين « 21 » آوا « 22 » بوده و روز ديگر كه كشف غمام و هتك ستر ظلام « 23 » گشته ، « 24 » از كليسياى مزبور كه معبد عظيم ارامنه و قريب به چهارصد سال بود كه بنا شده بود « 25 » اثرى باقى نبود و اماكن و بيوتات و منازل « 26 » اهل
هامش
( 1 ) . مر : - « منصب مزبور » .
( 2 ) . م : مذكور .
( 3 ) . د ، ده ، ل ، م ، مج : رحلت .
( 4 ) . د : - « الكاى » .
( 5 ) . ده : منسك .
( 6 ) . ده : رضانت .
( 7 ) . اساس ، مج ، مر : به فحوى .
( 8 ) . اساس ، د ، ده ، م ، مج ، مر : امر ربنا . ل : اذا جاء برتما
( 9 ) . اساس ، د ، ل ، م ، مج ، مر : جعلها .
( 10 ) . ل ، مج : وكا .
( 11 ) . قرآن كريم : 18 / 98 .
( 12 ) . اساس ، د ، ل ، م ، مج ، مر : پاره .
( 13 ) . اساس : در آن .
( 14 ) . مج : چالو . ده : نوچلو .
( 15 ) . اساس ، مج : غريب و
( 16 ) . مج : - « ابر » . م : ابرى .
( 17 ) . م : مظلم .
( 18 ) . مر : + بود .
( 19 ) . د : - « اين » .
( 20 ) . اساس ، مر : اساس - « برپا » . م : پرپا .
( 21 ) . مر : - « اين » .
( 22 ) . ل ، مر : آواز .
( 23 ) . اساس ، مر : استظلام .
( 24 ) . د ، ل : + بود .
( 25 ) . م : - « بود » .
( 26 ) . م : مساكن .