تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
[ گ 244 آ ] مراكب و اطمينان مواكب معروض سدّهء و الا شد كه چشمهء ملخ « 1 » به علت غرابت « 2 » وضع ، ديدنى و ثمر اين گلشن غرابت به دست مردم ديده « 3 » چيد نيست ، بنابراين لشكر منصور كه افزون « 4 » از ملخ و موراند به صوب چشمهء ملخ در حركت آمدند و فرمان و الا نفاذ يافت كه آغرق « 5 » و احمال و اثقال را در سميرم گذاشته جمعى از خاصان و ملتزمان ركاب سعادت نشان « 6 » كه همراه‌اند سوباى « 7 » متوجه مقصود « 8 » گردند . « 9 » الحق چشمهء مزبور از غرابت ، جايى است ديدنى و به خصوصيات آن رسيدنى « 10 » كميت خوش عنان « 11 » قلم را نخست طى « 12 » باديهء وجه تسميه بايد نمود تا به گلشن غرابت « 13 » آيين « 14 » اظهار شرح خصوصيات آن مكان نزهت بنيان رسد . بر مستمعان حكايات غريبه مستور نماند « 15 » كه عيار « 16 » صدق اين كلام بر محك تواتر رسيده كه در هريك از بلاد كه جنود جراد « 17 » بال غارت « 18 » و بيداد « 19 » گشايند ، سكّان آن ملك را چون حفظ اقوات « 20 » ناچار و صيانت ارزاق كه در حقيقت عبارت از نگاه داشت حيات است در كار است . مسرعى « 21 » نزد ساكنان سرچشمهء مذكور به طلب آب ارسال « 22 » مىدارند و فرستاده به رخصت مجاوران آن سرچشمه « 23 » ، شيشهء آب از آن « 24 » سرچشمه « 25 » پر كرده به نحوى كه تا حين ورود به منزل معهود از دست بر زمين « 26 » نگذارد و روى بازپس نكند ، به منزل مىرساند و در اثناى راه در هر منزل « 27 » كه اقامت نمايد بايد « 28 » كه شيشه را از شاخ درختى يا مكان رفيعى « 29 » آويخته ، كمال
هامش
( 1 ) . د : چشمه ملخ در حركت آمدند و فرمان و الا . . . ( 2 ) . ده : غرايب . ( 3 ) . مر : - « ديده » . ( 4 ) . ل : فزون . ( 5 ) . م : اغراق د ، ل : اغرق . ( 6 ) . د : انتساب . ( 7 ) . مج : + سوار . د : سباى . ( 8 ) . د ، مر : مقصد . ( 9 ) . د : گرديدند . ( 10 ) . مر : رسيدگى . ( 11 ) . م : خرام . ( 12 ) . مج : على . ( 13 ) . ده : غرايب . ( 14 ) . مج : - « آيين » . ( 15 ) . م : نماناد . ( 16 ) . اساس : غبار . ( 17 ) . مج : چراد . ( 18 ) . د : غرابت . ( 19 ) . مج : + و صيانت ارزاق كه . ( 20 ) . اساس : اقواتست . ( 21 ) . مج : مرعى . ( 22 ) . ل : از سال . ( 23 ) . م : چشمه . ( 24 ) . اساس : - « سرچشمه شيشه آب از آن » . ( 25 ) . د : چشمه . ( 26 ) . مر : - « بر زمين » . ( 27 ) . م : منزلى . ( 28 ) . مج : - « بايد » . ( 29 ) . ل : رفيع .
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 599 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق