انبساط چيده بود . در اين سال ميرمخران « 1 » كه از عظماى امراى گرجستان است در هنگامهء مزبور « 2 » ملتزم بساط نشاط بود [ گ 241 آ ] و از غرابت « 3 » آن جشن دلپذير كه نظير آن در آيينه خانهء تخيل و تصوير « 4 » ملاحظه نكرده ، تعجب بر تعجب مىافزود .
اميد كه هميشه چراغ عيش ابد فروغ اين خسرو بى مثال تابان و قلوب دشمنان ، پروانهء اين شمع درخشان باد . « 5 »
شرح شكار باغ وحش و پران شدن تير پادشاه بهرام زور از دوگور « 6 »
بعد از مراجعت از شكار گندمان و نزول « 7 » اجلال به دار السلطنهء اصفهان خاطر همايون « 8 » اعليحضرت صاحبقران ظلّ رحمن متعلق انتظام مهام عساكر نصرت توامان بوده بعضى اوقات فرخنده ساعات را صرف « 9 » ملاحظهء عرض « 10 » غازيان ظفرعنان كه از نظر كيميا اثر نگذشته بود مىفرمودند و به قانون مقرر به دادرسى و مظلوم نوازى اشتغال مىنمودند و به مصقل « 11 » عدالت ، زنگ « 12 » كدورت از آيينهء قلوب « 13 » صغير و كبير مىزدودند و چون زمان بر آمدن شاهد محجوب نوبهار از نقاب تراب نزديك رسيده و « 14 » جداول را سبزهء خط بر گرد لب نودميده بود . كميت آسمان سير فلك جولان به شكار باغ كومه « 15 » و وحش ، « 16 » گران ركاب و سبك عنان گرديد و چند روز در باغ كومه به سير و شكار اشتغال فرموده « 17 » بعد از التذاذ « 18 » شكار مرغان آسمان جولان خواهش شكار گوزنان و گرازان ، عطف عنان خسرو صاحبقران به جانب باغ وحش نمود و با جمعى از خاصان و ميرمخران « 19 » و ساير
هامش
( 1 ) . د : ميرمخيران . م : ميرمحران .
( 2 ) . م : - « در هنگامهء مزبور » .
( 3 ) . ل ، مج : غرايب .
( 4 ) . د ، ل ، م : تصور .
( 5 ) . ل : - « باد » .
( 6 ) . د ، مج : « عنوان » سفيد است .
( 7 ) . د : بعد از شكار كندمان و مراجعت و نزول .
( 8 ) . د : - « همايون » .
( 9 ) . مر : - « صرف » .
( 10 ) . د : - « عرض » .
( 11 ) . د : صيقل .
( 12 ) . ل : رنگ .
( 13 ) . د : + ضمير .
( 14 ) . اساس : رسيد . م : رسيده بود و .
( 15 ) . اساس : - « كومه » .
( 16 ) . د : باغ كومه به سير و شكار اشتغال فرموده . . . مج : به باغ كومه اشتغال فرموده بعد از التذاذ . . .
( 17 ) . م : نموده .
( 18 ) . م : استلذاذ .
( 19 ) . د : ميرمخير .