تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
ترك آميزش نموده « 1 » بودند به حال نخست خويش بازآورد و بعد از اطفاى نايرهء برودت ، عزم مراجعت مقر سلطنت عطف عنان كميت آسمان جولان به جانب اصفهان نمود و در ساعت مسعود رجوع واقع شد « 2 » و بعد از استقرار در مركز خلافت به موجب فرمان همايون ، اسامى جمعى را كه در ليالى برد و سرما در دايرهء پاسدارى و كشيك خسرو فرمانروا مانند « 3 » جلاجل دف ، گوش بر آواز خدمات بودند تفصيل نموده به نظر كيميا اثر رسانيدند و هريك فراخور حال به مناصب و انعامات سرافرازى يافتند و جمعى از امراى عظام نيز كه در كشيك بودند به خلاع گرانمايه « 4 » سرافراز گشتند و وارثان جمعى كه در آن روز خلوت نشين « 5 » زاويهء خاك شده بودند ، از يمن جود نامحدود از خاك برخاستند . « 6 » حكمت بالغهء الهى اين امر مكروه نماى جزئى « 7 » را از عالم تخم مزروع كه منشأ دوحهء بارور « 8 » مىگردد ، منتج معمورى احوال جهانى « 9 » نمود ؛ اميد كه بناى وجود دشمنان اين دودمان خلافت مكان پيوسته از سيل بىامان حوادث دوران خسته و خونشان « 10 » در عروق مانند بغم « 11 » به عقال « 12 » سرد مهرى دوران بسته باد .

شرح آيين سپند « 13 »

چشم بد دور كه نوعروس « 14 » اصفهان « 15 » را از هر هفت ، تمامى حاصل و پيرايهء امتياز و بىمثلى كامل است . چون شاهدان زيبا را از تمام و حرزى كه منع اصابت عين الكمال نمايد ناچار و تحصيل دافع « 16 » گزند ضرور و در كار است ، لهذا به مقتضاى رسم باستان و طريق پيشينيان در هر سال ، گرمى هنگامهء جشن سپند ، سويداى « 17 » قلوب عشرت دوستان را سپند آتش شوق مىگرداند و آوازهء عشرت و سرور « 18 » به
هامش
( 1 ) . د ، ل ، م : كرده . ( 2 ) . مر : - « شد » . ( 3 ) . د : - « مانند » . ( 4 ) . م : فاخره . د : فاخره و گرانمايه . ( 5 ) . د ، ده ، مج ، مر : گزين . ( 6 ) . د ، ل ، مج ، مر : برخواستند . ( 7 ) . م : - جزئى . ( 8 ) . مج : بار . ( 9 ) . د : جهانى احوال . ( 10 ) . ل : جوشان . ( 11 ) . د ، م : بقم . ( 12 ) . مج : غفال . ( 13 ) . مج : شرح اسفند اصفهان . د : « عنوان » سفيد است . ( 14 ) . م : - « نوعروس » . ( 15 ) . اساس ، ده ، مر : صفهان . ( 16 ) . م : رافع . ( 17 ) . ل : سويدايى د : سودايى . ( 18 ) . د : سرود .