تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
تا اسامى سامى آباء عظام از وجود اخلاف كرام پايدار و حلاوت اثمار موجب اشتهار اشجار مىباشد بناى سلسلهء چنگيزخانى « 1 » و خاندان عظيم الشأن « 2 » قاآنى از وجود سلطنت پناه عبد العزيز خان استوار و اساس « 3 » اين دولت و الا به دعايم اقبال آن خسرو عالى تبار « 4 » پايدار باد . « 5 » بعد از طىّ طريق اظهار محبت بيكران و مودّت بىپايان « 6 » كه مكاتيب « 7 » دوستان را عنوان بدان آراستگى مىدارد بر لوح ابلاغ و اعلام مىنگارد كه از آن جا كه بنيان ابدان انسان را معمار وجود انس و جان بر آب روان عمر گذران گذاشته و خيمهء هستى ابدان را فراش صنع به طناب شريان و ستون استخوان برافراشته ، پيوسته اين بناى رفيع اساس از تردّد انفاس در زلزال « 8 » و اين خيمهء گردون مماس از هبوب « 9 » نسيم حوادث در اختلال مىباشد . اگر به افكندن لنگر انديشهء « 10 » اطباى حذاقت پيشه ، كشتى حيات انسانى از صدمهء چار « 11 » موجهء اين بحر طوفانى ايمن توانستى شد ، متاع هستى انبياى مرسلين و ائمهء راشدين - صلوات اللّه عليهم - اجمعين « 12 » و سلاطين ماضيين غريق بحر زخار « 13 » نيستى نمىگرديد « 14 » و فردى از افراد ، اين كأس ناگوار را بر سر نمىكشيد . « 15 » چون اين منزل دلنشين جاى توقف و شايستهء تصرّف نيست ، پسنديدهء ارباب هوش آن تواند بود كه از ظرايف « 16 » اين دكان پرزيب و منزل مردم فريب دل خود را كه بهين « 17 » تحفهء آن ، متاع بىپايان و آن منزل جنّت نشان است برداشته ، به قدر معين هستى كه از دربار احسان ، « 18 » [ گ 216 ب ] رازق انس « 19 » و جان بدان موظف است قناعت نموده بر فوت مطلوبى و تلف گشتن مرغوبى متلهف و متأسف نگرديده ، « 20 » شربت مرارت آمود نيستى را چشيدنى و بساط قيمتى حيات
هامش
( 1 ) . مر : خان . ( 2 ) . اساس ، م ، د : الشانى . ( 3 ) . د : آسايش . ( 4 ) . م ، مج ، مر ، ل ، د ، ده : والاتبار . ( 5 ) . مر : - « باد » . ( 6 ) . م : - « و مودت بىپايان » . ( 7 ) . مج : مكاتبت . ( 8 ) . مج : لرزان . د : تزلزل . ( 9 ) . مج : - « از هبوب » . ( 10 ) . م ، مج ، ل ، د : - « انديشه » . ( 11 ) . مج : چهار . ( 12 ) . اساس ، مج ، مر ، ل ، د ، ده : - « صلوات اللّه عليهم اجمعين » . ( 13 ) . م : ذخار . ( 14 ) . مج ، ل : نمىگردند . ( 15 ) . مج : نمىكشند . ( 16 ) . اساس ، م ، ل ، ده : طرايف . ( 17 ) . اساس ، ل : به همين . ( 18 ) . مج : انسان . ( 19 ) . م : انسان . ( 20 ) . م : نگشته .
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 523 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق