جامعه غيب دانى اين ظلّ رحمن و آيينهء سكندر و جام جمشيد اين صاحبقران قضا فرمان است .
تفصيل اين اجمال آنكه در وقتى كه منزل ورتون « 1 » من اعمال دار السلطنهء اصفهان به جهت شكار جرگه كه مقر رايات نصرت آيات و جان نثار خان ايلچى والى هندوستان در ركاب ظفر انتساب بود « 2 » در عالم منام چنان مشاهده نموده بودند « 3 » كه حضرت امير المؤمنين و قاتل المشركين و يعسوب الدين اسد اللّه الغالب كل غالب و مطلوب كل طالب ، مظهر العجايب و مظهر الغرايب و مفرّق الكتايب عليه و آله السّلام ، « 4 » در خانه نشسته و اعليحضرت ظلّ رحمن به اتفاق نوّاب « 5 » سلطان العلمايى بر در آن خانه به قصد ملازمت آن شهريار انس و جان مىآيند و نوّاب سلطان العلمايى مأمور به دخول شده اعليحضرت صاحبقران « 6 » بر در آن منزل قدسى عنوان ، منتظر اشاره و فرمان مىايستند . جناب مقدس ولايت پناه متوجه اعليحضرت ظلّ اللّهى « 7 » شده مىفرمايند كه خرّم با ابو ترابيان « 8 » دشمنى ورزيده خصمى مىنمايد « 9 » برو و قندهار را مفتوح ساز .
اعليحضرت ظلّ رحمن به موجب امتثال فرمان واجب الاذعان داخل آن مكان نگشته از همانجا روان « 10 » گرديده ، از خواب بيدار مىگردند و پيوسته پيشنهاد ضمير منير و مطمح نظر كيميا تأثير آن بود « 11 » كه به فحواى كريمهء « 12 »
يا إِبْراهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا
« 13 » شاهد اين خواب را كه نور صدق از جبههء آن درخشان است بر كرسى نشانند . « 14 »
هامش
( 1 ) . مر : درتون .
( 2 ) . ده : تفصيل اين اجمال آنكه در اين ايام كه ارادهء شكار ورتو در خاطر همايون مركوز بود هنوز رايات نصرت آيات در دار السلطنهء اصفهان نهضت نفرموده بود .
( 3 ) . ده : نمودند .
( 4 ) . ده : - عليه و آله السلام » .
( 5 ) . ده : - « نوّاب » .
( 6 ) . مر : ظلّ رحمن .
( 7 ) . مر : ظلّ الهى . ده : ظلّ آله .
( 8 ) . مر : با دوستان ما .
( 9 ) . ده : كه خرم مىگويد كه مىخواهم ابو ترابيان را بر طرف كنم .
( 10 ) . ده : روانه .
( 11 ) . ده : است .
( 12 ) . ده : آيهء كريمه .
( 13 ) . قرآن كريم : 37 / 105
( 14 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - از « بيداردلان شبستان تحقيق » ( گ 189 آ ) تا « بر كرسى نشانند » و جاى آن مطلب ديگرى است كه در ادامه آمده است .