صرف مىنمايند و از آن نسخهء اعتبار كه تفسير نقوش ليل و نهار است ، درس آگاهى مىخوانند و پيوسته همت و الا نهمت ، مصروف بر آن مىدارند كه تلافى خسران و جبر نقصان كه در ملك ايران واقع شده « 1 » كرده باشد . تا آنكه در اين ايّام خجسته آغاز فرخنده فرجام كه « 2 » سنهء سابع جلوس اعلى « 3 » بر اورنگ سلطنت عظمى و دارايى كبرى است « 4 » خاطر همايون بالكليّه از جانب آذربايجان و شروان و آن حدود جمع نموده « 5 » بود « 6 » بر مرآت خاطر الهام ذخاير ، « 7 » چنان « 8 » ارتسام يافت كه ملك قندهار كه « 9 » در زمان نوّاب « 10 » خاقان رضوان مكان عليين آشيانى به سب غدر و مكر « 11 » والى هندوستان و روسياهى عليمردان به شرحى كه سبق ذكر پذيرفته « 12 » از ايادى تصرف كاركنان اين دولت ابدمدت « 13 » بيرون رفته به حيطهء تصرف و قبضهء تسخير درآورند و چون نقد فرصت و رخصت « 14 » به هم پيوسته « 15 » اين جنس گرامى را پيش از اين در گرو وقت نگذارند و به مقتضاى صدق [ گ 190 آ ] انتماى « 16 »
وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ
« 17 » اركان دولت و اعيان حضرت را طلب فرموده در اين ابواب « 18 » استعلام آنچه مقرون به صلاح دولت ابدمدّت « 19 » دوران عدت « 20 » تواند بود ، نمودند .
پيشكاران كارگاه خلافت ، تصويب رأى رزين و بينش ديدهء دوربين اعليحضرت ظلّ اللّهى « 21 » نموده ، معروض داشتند كه شاهد مطلوبى كه در آينهء ضمير الهام تخمير « 22 » جلوهپذير گشته ، از وصمت « 23 » نقص ، معرا « 24 » و از شايبهء نازيبايى مبرّا « 25 » است .
هامش
( 1 ) . د ، مج : + باشد .
( 2 ) . م ، مج ، ل ، ده : و در اين سال كه . ده : در اين سال كه .
( 3 ) . ل : اعليحضرت .
( 4 ) . م ، ل ، د ، ده : + چون .
( 5 ) . مر : گرديده ؛ م ، ل ، مج ، د ، ده : - نموده .
( 6 ) . م ، مج ، ل ، د : گرديد . ده : شد .
( 7 ) . ل : خطير جهانبان .
( 8 ) . ل : - « چنان » . م ، مج ، د ، ده : خاطر خطيره چنان .
( 9 ) . اساس ، مر : - « كه در زمان نواب . . . » تا « . . . بيرون رفته » .
( 10 ) . ل ، م : - « نواب » .
( 11 ) . د : مكر و غدر .
( 12 ) . د : يافت .
( 13 ) . مج : توأمان .
( 14 ) . م ، مج ، ل ، د : - « و رخصت » .
( 15 ) . م ، مج ، ل ، د : به دست آمده . ده : - « و چون نقد فرصت و رخصت به هم پيوسته » .
( 16 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « صدق انتماى » .
( 17 ) . قرآن كريم : 3 / 159 .
( 18 ) . م : درين باب . مر : در ابواب .
( 19 ) . مج : پيوند .
( 20 ) . مج : عدالت .
( 21 ) . م ، مج ، د : ظلّ الهى .
( 22 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : آيينهء ضمير منير .
( 23 ) . م : وسمت .
( 24 ) . م : مبرا .
( 25 ) . م : معرّا .