لجام « 1 » و يراق و خلاع فاخره مصحوب مومى اليه ارسال يافت . ميرزا محسن از راه دار العبادهء « 2 » يزد روانه شده ، « 3 » در الكاى طبس با ايلچى مزبور « 4 » ملاقات نموده ، مشاراليه را به انعام « 5 » شاهانه و الطاف خسروانه مستمال گردانيد و « 6 » به اتفاق از شوق عتبهبوسى « 7 » آستان خلافت نشان سجده در جبين رقصان روانه « 8 » گرديدند و در ساعتى كه خاطرخواه ايشان بود ، به اتفاق ارسلان بيگ داخل اصفهان شده ، به منزلى كه « 9 » تعيين يافته بود ، نزول نمودند و بعد از چند روز به شرف پاى بوس كه جهانيان را لب به دعاى وصول آن باز است سرافراز گرديدند « 10 » و نامهء محبت نگار و ارمغان بى شمار به نظر اعليحضرت [ گ 186 ب ] ظلّ اللّهى « 11 » گذرانيده ، « 12 » از صحيفهء « 13 » زبان كه كتاب سرّ « 14 » الهى است ، گزارش « 15 » دوستى و يكتادلى و نسبتى « 16 » كه دودمان همايون پادشاهان هند را به اين آستان و الا متحقق است نموده ، « 17 » مستدعى ازدياد « 18 » حصول اين معنى گرديد و از اعليحضرت ظلّ اللّهى « 19 » به نوازشات گوناگون اختصاص يافت و به نويد « 20 » عدم تعرض الكاى هندوستان و سالم بودن آن ملك از صدمهء سيلاب تيغ بىامان مبارزان ايران ، « 21 » اطمينان بخش خاطر « 22 » آن دريوزهگر احسان شد و بعد از چند روز كه بر موايد برّ و « 23 » امتنان ميهمان بودند ، « 24 » مبلغى خطير كه كفّهء خيال از « 25 » بر تافتن « 26 » آن عاجز بود ، ارسال يافت و چون در هنگامهء بزم ملاحظهء طور و نشست و خاست « 27 » و گفت و شنيد و محفل آرايى و مجلس گزارى « 28 » شده بود « 29 » ، لازم نمود كه سبك تازى و تيراندازى و شمشيرزنى و صيدافكنى نيز « 30 »
هامش
( 1 ) . م ، ل : - « و لجام » .
( 2 ) . ل ، ده : دار العباد .
( 3 ) . م : گرديده .
( 4 ) . م : مذكور .
( 5 ) . مج ، د ، ده : انعامات .
( 6 ) . مج : گردانيده .
( 7 ) . مج ، مر ، د : عتبهبوس .
( 8 ) . اساس : روان .
( 9 ) . مر : + جهت ايشان . د : جهة او .
( 10 ) . م ، مج ، د : گرديد و . ل : گرديده و از صفحهء زبان كه كتاب . . .
( 11 ) . م ، مج ، د : ظلّ الهى .
( 12 ) . د : گذران .
( 13 ) . م ، مج ، ل : صفحهء .
( 14 ) . م : - « سرّ » .
( 15 ) . م ، ل ، د : گذارش .
( 16 ) . م : - « و نسبتى » .
( 17 ) . مر : - « نموده » .
( 18 ) . م : + عمر و .
( 19 ) . اساس ، د ، م ، مج : ظلّ الهى .
( 20 ) . مج : پيوند .
( 21 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « ايران » .
( 22 ) . مر : - « خاطر » .
( 23 ) . م ، ل : - « برّ و » .
( 24 ) . م ، ل : مهمان بود . ده : بود .
( 25 ) . م : + از آوازهء . ده : گفتهء خيال او از .
( 26 ) . مر : با يافتن . ل : برداشتن .
( 27 ) . مج : و برخاست . ل : خواست .
( 28 ) . م ، مر ، ل ، د : مجلسگذارى .
( 29 ) . ل : + لاجرم .
( 30 ) . م ، ل : - « نيز » .