آستان فلك نشان بسته ، روى ارادت بدين درگاه و الا و سدهء معلّى « 1 » آورد . حقيقت اين معنى گوشزد والى هندوستان شده ، « 2 » دود اضطراب به كاخ « 3 » دماغ آن پادشاه « 4 » راه يافته ، بعد « 5 » از سگالش تدبير ، قرار بدان داد « 6 » كه شخصى را بر طريق « 7 » حجابت روانهء درگاه جهان پناه گرداند كه از گفتار نرم ، ديوار آهن در پيش سيلاب افواج بحر موّاج « 8 » تواند كشيد . بنابراين مير عزيز را كه به مزيد زبان دانى امتياز داشت به رسم حجابت « 9 » زياد نزد سلطنت پناه ندر محمد خان فرستاد كه شايد به نيروى چرب زبانى شمع مثال شعلهء انتقام ندر محمد خان را در قيد تسخير تواند آورد و « 10 » جان « 11 » نثار خان را كه سه « 12 » هزارى منصب و از همگنان امتياز تمام « 13 » داشت ، با ارمغان « 14 » و سوغات « 15 » و اجناس قيمتى و جواهر گرانبها روانهء درگاه جهان پناه ساخت و بعد از ارسال آن « 16 » سخن طراز اندازه شناس ، ارسلان بيگ را كه در مقام ترقى و تربيت داشت ، با يك قبضه شمشير مرصع به الماس و جواهر قيمتى و نفايس ، روانه نمود و خبر ورود ايلچيان مزبور « 17 » به الكاى ممالك محروسه بعد از آنكه ندر محمد خان مسرور و كامياب « 18 » روانه شده بود ، معروض باريافتگان سرادقات جاه و جلال گرديد و ميرزا محسن اصفهانى ، مستوفى خاصّه كه در زمان نوّاب « 19 » خاقان رضوان مكان مهماندارى صفدر خان ايلچى « 20 » به او « 21 » مرجوع شده « 22 » بود ، در اين وقت « 23 » به مهماندارى جان « 24 » نثار خان معين گشته ، « 25 » روانه شد و مبلغى خطير به جهت اخراجات ايلچى مزبور و توابع و لواحق و اسب تازى با زين
هامش
( 1 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : درگاه معلى .
( 2 ) . م : + بود .
( 3 ) . م : - « كاخ » .
( 4 ) . م : + خبرت دستگاه . م ، مج ، ل ، د : + حيرت دستگاه .
( 5 ) . مج : - « بعد » .
( 6 ) . ل ، م : تدبير قرار بر آن يافت . مج ، مر ، ده : تدبير قرار بر آن داد . د : تدبير بر آن قرار داد .
( 7 ) . م ، مج ، مر ، ل ، د ، ده : بر سبيل .
( 8 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : امواج .
( 9 ) . م : رسالت .
( 10 ) . اساس ، مر ، ده : - از « بنابراين . . . » تا « تواند آورد و » .
( 11 ) . مج : خان .
( 12 ) . د : سر .
( 13 ) . د : - « تمام » .
( 14 ) . مج : ارمقان .
( 15 ) . د : به ارمغان و تنسوقات .
( 16 ) . م ، مج ، ل ، د : دو .
( 17 ) . م : مزكوره . ل : مزبوره .
( 18 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : + و كامران .
( 19 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « نوّاب » .
( 20 ) . م ، ل ، د ، ده : - « ايلچى » .
( 21 ) . م ، مج ، ل ، ده : مومى اليه .
( 22 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « شده » .
( 23 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « در اين وقت » .
( 24 ) . مج : خان .
( 25 ) . م : تعيين گردانيده . ل : تعيين گرديده .