تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 430

مساهمون:

ص٤٣٠
آستان فلك نشان بسته ، روى ارادت بدين درگاه و الا و سدهء معلّى « 1 » آورد . حقيقت اين معنى گوشزد والى هندوستان شده ، « 2 » دود اضطراب به كاخ « 3 » دماغ آن پادشاه « 4 » راه يافته ، بعد « 5 » از سگالش تدبير ، قرار بدان داد « 6 » كه شخصى را بر طريق « 7 » حجابت روانهء درگاه جهان پناه گرداند كه از گفتار نرم ، ديوار آهن در پيش سيلاب افواج بحر موّاج « 8 » تواند كشيد . بنابراين مير عزيز را كه به مزيد زبان دانى امتياز داشت به رسم حجابت « 9 » زياد نزد سلطنت پناه ندر محمد خان فرستاد كه شايد به نيروى چرب زبانى شمع مثال شعلهء انتقام ندر محمد خان را در قيد تسخير تواند آورد و « 10 » جان « 11 » نثار خان را كه سه « 12 » هزارى منصب و از همگنان امتياز تمام « 13 » داشت ، با ارمغان « 14 » و سوغات « 15 » و اجناس قيمتى و جواهر گرانبها روانهء درگاه جهان پناه ساخت و بعد از ارسال آن « 16 » سخن طراز اندازه شناس ، ارسلان بيگ را كه در مقام ترقى و تربيت داشت ، با يك قبضه شمشير مرصع به الماس و جواهر قيمتى و نفايس ، روانه نمود و خبر ورود ايلچيان مزبور « 17 » به الكاى ممالك محروسه بعد از آنكه ندر محمد خان مسرور و كامياب « 18 » روانه شده بود ، معروض باريافتگان سرادقات جاه و جلال گرديد و ميرزا محسن اصفهانى ، مستوفى خاصّه كه در زمان نوّاب « 19 » خاقان رضوان مكان مهماندارى صفدر خان ايلچى « 20 » به او « 21 » مرجوع شده « 22 » بود ، در اين وقت « 23 » به مهماندارى جان « 24 » نثار خان معين گشته ، « 25 » روانه شد و مبلغى خطير به جهت اخراجات ايلچى مزبور و توابع و لواحق و اسب تازى با زين
هامش
( 1 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : درگاه معلى . ( 2 ) . م : + بود . ( 3 ) . م : - « كاخ » . ( 4 ) . م : + خبرت دستگاه . م ، مج ، ل ، د : + حيرت دستگاه . ( 5 ) . مج : - « بعد » . ( 6 ) . ل ، م : تدبير قرار بر آن يافت . مج ، مر ، ده : تدبير قرار بر آن داد . د : تدبير بر آن قرار داد . ( 7 ) . م ، مج ، مر ، ل ، د ، ده : بر سبيل . ( 8 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : امواج . ( 9 ) . م : رسالت . ( 10 ) . اساس ، مر ، ده : - از « بنابراين . . . » تا « تواند آورد و » . ( 11 ) . مج : خان . ( 12 ) . د : سر . ( 13 ) . د : - « تمام » . ( 14 ) . مج : ارمقان . ( 15 ) . د : به ارمغان و تنسوقات . ( 16 ) . م ، مج ، ل ، د : دو . ( 17 ) . م : مزكوره . ل : مزبوره . ( 18 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : + و كامران . ( 19 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « نوّاب » . ( 20 ) . م ، ل ، د ، ده : - « ايلچى » . ( 21 ) . م ، مج ، ل ، ده : مومى اليه . ( 22 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « شده » . ( 23 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « در اين وقت » . ( 24 ) . مج : خان . ( 25 ) . م : تعيين گردانيده . ل : تعيين گرديده .