تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
هنگامه ، مأمور گرديدند و امير شكارباشى به فطانت ذاتى ، لطف و عنف « 1 » را كه نقيض يكديگرند ، چون « 2 » سركنگبين صورت اتحاد پوشيده ، در پژوهش « 3 » احوال مردم « 4 » جرگه كه از سى فرسنگ راه دايره كردار ايستاده ، بتدريج پيش « 5 » مىرفتند كوشش فراوان « 6 » نموده در بوادى « 7 » بىآب تهيهء آب و ضروريات و ما يحتاج « 8 » ايشان كرده ، « 9 » به نوعى سگالش اين كار نمود كه بيابان نوردان را غبار عطش بر دامان لب « 10 » و دهان ننشست و به رشتهء تدبير آن كارآگاهان « 11 » دايرهء جرگه ، « 12 » مانند « 13 » عقد گوهر ، اتساق و انتظام يافت « 14 » و سير شكاريان به دامى كه يك فرسخ در يك فرسخ گسترده بودند ، « 15 » منتهى گرديد و آن كارآگهان ، « 16 » عريضه‌اى مشتمل بر اتمام كار و جمعيت شكار به دربار آسمان اشتهار « 17 » فرستادند و « 18 » موكب اقبال قرين جاه و جلال در حركت آمده ، مقرر گرديد كه ايلچى مزبور نيز در ركاب ظفر انتساب بوده باشد و بعد از وصول به صيدگاه ، دامى كه آهوى نظر از طىّ طول و عرض آن فرسوده گردد ، پر از رعنا غزالان ملحوظ گرديد و اعليحضرت ظلّ اللّهى « 19 » با چند نفر از خاصّان داخل دام گرديده باقى عساكر از خارج دام حلقهء ديگر ترتيب دادند . نظم « 20 »
به گرد آهوان ، تركان خونخوار * صف مژگان نموده نرگس يار در آن هنگامه از شاخ گوزنان * درختستان خشكى شد نمايان « 21 »
بالجمله « 22 » اعليحضرت ظلّ اللّهى « 23 » با فدويان و يكجهتان مشغول صيدافكنى گرديدند . سيل خون غزالان ، « 24 » روى زمين را پرنيان آل پوشيد و در « 25 » هر سوى ،
هامش
( 1 ) . م ، د ، ده : و نسق . مج : و لطف و نسق . ل : به لطف و نسق . ( 2 ) . د : - « چون » . ( 3 ) . د : و پژوهش . ( 4 ) . م ، ل : - « مردم » . ( 5 ) . د : - « پيش » . ( 6 ) . د : - « فراوان » . ( 7 ) . مر : در آن وادى . اصل ، مج : وادى . ( 8 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « ما يحتاج » . ( 9 ) . م ، ل : نموده . ( 10 ) . ل : بر لب دامان . ( 11 ) . م ، ل : كارگاه آن . ( 12 ) . م ، ل : - « جرگه » . ( 13 ) . م : ماند . ( 14 ) . مر : داشت . ( 15 ) . مر : بود . ( 16 ) . م ، مج ، ل ، ده : كارآگاهان . ( 17 ) . د : انتها . ( 18 ) . مج : فرستاده . ( 19 ) . م ، مج ، د : ظلّ الهى . ( 20 ) . اساس ، د ، مج : بيت . م : مثنوى . ل ، ده : - « نظم » . ( 21 ) . اساس ، مر ، ده : اين بيت را ندارد . ( 22 ) . مر : و بالجمله . ( 23 ) . م ، مج ، د : ظلّ الهى . ( 24 ) . د : - « غزالان » . ( 25 ) . مج ، ل : پوشيده در . د : پوشيده و در .