از استقلال در شغل مزبور از سكر بادهء هوشپرداز دولت ، زمام كميت خوشخرام اندازهشناسى « 1 » را از دست داده ، مانند تنگ حوصلگان تنك ظرف « 2 » نسبت به ميرزا تقى « 3 » اعتماد الدوله « 4 » مصدر ظهور امرى كه شايان خردمندان هشيار مغز نبوده باشد ، گرديد .
ازهار « 5 » دوستى كه مانند گل « 6 » به تحريك « 7 » نسيمى پراكنده مىگردد ، « 8 » به صرصر عداوت پراكنده گشت و از طرفين با يكديگر در مقام كدورت مىبودند ، تا هنگامى كه روح مطهر نوّاب « 9 » خاقان رضوان مكان « 10 » ترك علايق جسمانى نموده ، به تسخير اقليم بقا نهضت فرمود . ميرفتاح را در اين وقت به خاطر رسيد كه تخم اندوختهء كينهء چندين ساله را در مزرع انتقام سرسبز سازد . پيوسته با جمعى كه گمان معاونت « 11 » به ايشان داشت ، در تدبير تضييع ميرزا تقى مىبود « 12 » و مصلحت اين مرام مىانديشيد « 13 » تا به فحواى « العبد يدبّر [ گ 174 آ ] و اللّه يعسر » « 14 » رابطهء بندگى ميرزا تقى در خدمت اعليحضرت ظلّ اللّهى « 15 » زياده از آنچه در خدمت « 16 » خاقان رضوان مكانى « 17 » بود ، مشيّد « 18 » و مستحكم گرديد . ميرفتاح تغيير سلوك ناهنجار نموده ، در اصلاح مفاسد مىكوشيد و به قدر مقدور حفظ ظاهر مىنمود و چون حال دل را به پردهدارى تملقات ظاهرى مخفى داشتن از ممتنعات است ، در حين « 19 » دوستىهاى رسمى بنان « 20 » معلم « 21 » دبستان « 22 » تقدير ابيات راقم بر لوح بروز و ظهور « 23 » تحرير مىنمود .
هامش
( 1 ) . ده : اندازهشناسى .
( 2 ) . مج : به يك طرف .
( 3 ) . م : - « ميرزا تقى » .
( 4 ) . م : + مزبور .
( 5 ) . م : و ازهار .
( 6 ) . م : اوراق گل .
( 7 ) . ده : به تحرك .
( 8 ) . مج : برپا كنده گردد .
( 9 ) . اساس ، ل ، مج ، مر : - « نواب » .
( 10 ) . اساس ، ل ، مج : مكانى .
( 11 ) . م : معاضدت .
( 12 ) . مج : مىبودند .
( 13 ) . اساس : انديشيد . مج : مىانديشيدند .
( 14 ) . م ، د : يقدر . مج ، مر ، ده : يغير .
( 15 ) . م ، د : ظل الهى .
( 16 ) . م ، مج : + نوّاب .
( 17 ) . مر ، د : مكان .
( 18 ) . ده : مسند .
( 19 ) . مر : حسن .
( 20 ) . مج ، مر : نبان .
( 21 ) . مج : متعلم .
( 22 ) . ده : و بستان .
( 23 ) . م : اين ابيات را بر لوح ظهور و بروز . د ، ده : ابيات راقم را بر لوح ظهور و بروز .