بنابراين معنى فيما بين حيدر بيگ ايشيك آقاسى باشى حرم عليّهء عاليه و ميرزا تقى اعتماد الدوله غبار وحشت و كدورت بالا گرفت و زلال آشنايى به تهييج گرد نفاق غبارآلوده گرديد . باعث بر اقدام اين امر از طرفين آن بود كه جماعت ايل ايواوغلى « 1 » كه جمع و بنيچهء ايشان به تيول حاكم ابيورد مقرر است ، متوسل به حيدر بيگ « 2 » شده ادعا مىنمودند كه داخل ايواوغلى « 3 » اند و چون جماعت ايواوغلى « 4 » معاف و مسلماند ، ايشان نيز مىبايد « 5 » معاف و مسلم باشند « 6 » و حيدر بيگ در معاف ساختن « 7 » جماعت مزبوره سعى مىنمود « 8 » و چون معافى جماعت مزبور « 9 » مستمسكى نداشت ، اعتماد الدوله جرأت بر اقدام امر « 10 » مزبور نمىكرد ، « 11 » تا رفته رفته با فساد مفسدان كار به جايى رسيد كه مكالمهء غايبانه به مكاوحت حاضرانه « 12 » قرار گرفت « 13 » و از طرفين مكالمات كدورت آميز وحشت « 14 » انگيز كه هريك از آنها نيز « 15 » وسيلهء « 16 » دشمنى چندين ساله تواند بود ، مذكور شد .
حقيقت سخنان مزبور « 17 » به عرض باريافتگان سرادقات جاه و جلال رسيد ، چون بعد از وقوع اين مراتب ، رفع مناقشه با وجود استقلال طرفين از مقولهء محالات بود ، لهذا به جهت انتظام امور جهاندارى مقرر شد كه حيدر بيگ دست از شغل معيّن بازداشته به دعاى دوام دولت ابد پيوند اشتغال نمايد و در حينى كه رايات جاه و جلال و الويهء سعادت و اقبال از دار السلطنهء قزوين به جانب دار السلطنهء اصفهان در حركت آمد ، « 18 » حيدر بيگ در دار المؤمنين قم مجاورت مضجع مطهّر و مرقد منوّر نوّاب خاقان رضوان مكانى « 19 » اختيار نمود و بعد از ورود [ به ] دار السلطنهء اصفهان ، راست انديش درست كردار صايب تدبير صادق گفتار ، مقرب الخاقانى على قباد بيگ
هامش
( 1 ) . م ، مج ، ل : ايواغلى . د : ايلداوغلى . ده : حيدر بيگ شده ادعا مىنمودند كه .
( 2 ) . م : + متوسل شده .
( 3 ) . م ، مج ، ل ، ده : ايواغلى .
( 4 ) . م ، مج ، ل ، ده : ايواغلى .
( 5 ) . م : نيز بايد كه .
( 6 ) . د : - « مىبايد معاف و مسلم باشند » .
( 7 ) . د : داشتن .
( 8 ) . مر ، د : مىنمودند .
( 9 ) . م : مذكوره .
( 10 ) . م : - « امر » .
( 11 ) . م : نمىنمود .
( 12 ) . م : به مكاوحهء خاضرانه .
( 13 ) . د : يافت .
( 14 ) . مج ، د : خشونت .
( 15 ) . م ، مر ، ل ، د ، ده : از آن به تنهايى . مج : از آن دشمنى .
( 16 ) . مج ، د : - « وسيله » .
( 17 ) . م : مذكور .
( 18 ) . د : آيد .
( 19 ) . م : مكان .