تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
روز ديگر در عمارت مباركهء هشت بهشت به دستور ، جشن عظيم ترتيب داده ، خان والاشأن را « 1 » طلب فرمودند و در حين ورود تا پيش ايوان ، هشت بهشت « 2 » خود به نفس نفيس استقبال و « 3 » بار ديگر معانقه نموده ، به دست مبارك دست « 4 » خان عالى شأن را گرفته به درون عمارت آوردند و دلجويى « 5 » بيرون از اندازه كرده به نوازشات بيكران ممتاز فرمودند . روز ديگر امراى مزبور « 6 » را با امير شكارباشى به ديدن سلطنت پناه مزبور « 7 » مأمور ساختند و چون خان مزبور را خواهش طوف مكهء معظّمه « 8 » در ضمير بود و موسم زيارت مىگذشت رخصت طلب نموده ، « 9 » رخصت « 10 » ارزانى داشتند و در آن چند روز كه در پايهء سرير خلافت مصير بود ، « 11 » هر روز به احسانى و انعامى اختصاص مىيافت « 12 » [ گ 165 ب ] و تبعه و ملازمان به انعامات و خلاع ممتاز مىگرديدند . حاصل كه مبلغ بيست هزار تومان از نقود و اجناس به تكلّف آن خان عالى شأن و رفقا و « 13 » ملازمان مقرر گرديد « 14 » و به دستور ، احكام و فرامين به اسم امرا و حكام به صدور پيوست از دار السلطنهء قزوين الى انتهاى فصل مشترك بلاد و اليان آل عثمان نزل « 15 » و ارمغان در هر منزل حاضر ساخته ، در خدمت و رعايت ايشان ، « 16 » لوازم سعى به تقديم رسانند و تا در دار السلطنهء قزوين توقف داشتند ، سه ، چهار نوبت جشن عظيم آراسته ، خان مزبور را طلب مىفرمودند . در مجلس اخير كه رخصت ارزانى « 17 » يافته روانه « 18 » مىگرديدند ، فاتحه جهت بقاى عمر و دولت اعليحضرت « 19 » جهانبانى « 20 » خوانده ، روانه مقصد « 21 » شد و بعد از ورود
هامش
( 1 ) . ده : استقبال نموده . ( 2 ) . اساس ، مر : - هشت بهشت . ( 3 ) . مج : + فرموده . ( 4 ) . ل : + آن . ( 5 ) . م : معانقه نمودند و دلجويى . ( 6 ) . م ، ل : فوق . ( 7 ) . اساس ، د : - « مزبور » . ( 8 ) . م ، ل : خواهش زيارت كعبهء معظمه . مج ، د : خواهش مكّه معظّمه . ده : روز ديگر امراى مزبور را خواهش مكهء معظّمه در ضمير بود و موسم زيارت مىگذشت . ( 9 ) . م ، ل ، ده : - « رخصت طلب نموده » . مج ، د : مىگذشت . ( 10 ) . م ، ل : + زيارت . ( 11 ) . ل : بودند . ( 12 ) . ل : مىيافتند . ( 13 ) . مج : رفقاى . ( 14 ) . ل : گرديده به . د : گرديد به . ده : گرديدند . ( 15 ) . م ، ل ، ده : به صدور پيوست كه نزل . مج ، د : به صدور پيوست كه نزول . ( 16 ) . اساس : - « ايشان » . ( 17 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « ارزانى » . ( 18 ) . اساس ، مر : يار . ( 19 ) . مج : اعلاحضرت . ( 20 ) . م ، ل : ظلّ الهى . مج : ظلّ الهى جهانبانى . د : دولت و اقبال بى زوال ابدى الاتصال . ( 21 ) . م ، مج ، ل ، ده : - « مقصد » .
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 370 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق