روز ديگر در عمارت مباركهء هشت بهشت به دستور ، جشن عظيم ترتيب داده ، خان والاشأن را « 1 » طلب فرمودند و در حين ورود تا پيش ايوان ، هشت بهشت « 2 » خود به نفس نفيس استقبال و « 3 » بار ديگر معانقه نموده ، به دست مبارك دست « 4 » خان عالى شأن را گرفته به درون عمارت آوردند و دلجويى « 5 » بيرون از اندازه كرده به نوازشات بيكران ممتاز فرمودند . روز ديگر امراى مزبور « 6 » را با امير شكارباشى به ديدن سلطنت پناه مزبور « 7 » مأمور ساختند و چون خان مزبور را خواهش طوف مكهء معظّمه « 8 » در ضمير بود و موسم زيارت مىگذشت رخصت طلب نموده ، « 9 » رخصت « 10 » ارزانى داشتند و در آن چند روز كه در پايهء سرير خلافت مصير بود ، « 11 » هر روز به احسانى و انعامى اختصاص مىيافت « 12 » [ گ 165 ب ] و تبعه و ملازمان به انعامات و خلاع ممتاز مىگرديدند . حاصل كه مبلغ بيست هزار تومان از نقود و اجناس به تكلّف آن خان عالى شأن و رفقا و « 13 » ملازمان مقرر گرديد « 14 » و به دستور ، احكام و فرامين به اسم امرا و حكام به صدور پيوست از دار السلطنهء قزوين الى انتهاى فصل مشترك بلاد و اليان آل عثمان نزل « 15 » و ارمغان در هر منزل حاضر ساخته ، در خدمت و رعايت ايشان ، « 16 » لوازم سعى به تقديم رسانند و تا در دار السلطنهء قزوين توقف داشتند ، سه ، چهار نوبت جشن عظيم آراسته ، خان مزبور را طلب مىفرمودند . در مجلس اخير كه رخصت ارزانى « 17 » يافته روانه « 18 » مىگرديدند ، فاتحه جهت بقاى عمر و دولت اعليحضرت « 19 » جهانبانى « 20 » خوانده ، روانه مقصد « 21 » شد و بعد از ورود
هامش
( 1 ) . ده : استقبال نموده .
( 2 ) . اساس ، مر : - هشت بهشت .
( 3 ) . مج : + فرموده .
( 4 ) . ل : + آن .
( 5 ) . م : معانقه نمودند و دلجويى .
( 6 ) . م ، ل : فوق .
( 7 ) . اساس ، د : - « مزبور » .
( 8 ) . م ، ل : خواهش زيارت كعبهء معظمه . مج ، د : خواهش مكّه معظّمه . ده : روز ديگر امراى مزبور را خواهش مكهء معظّمه در ضمير بود و موسم زيارت مىگذشت .
( 9 ) . م ، ل ، ده : - « رخصت طلب نموده » . مج ، د : مىگذشت .
( 10 ) . م ، ل : + زيارت .
( 11 ) . ل : بودند .
( 12 ) . ل : مىيافتند .
( 13 ) . مج : رفقاى .
( 14 ) . ل : گرديده به . د : گرديد به . ده : گرديدند .
( 15 ) . م ، ل ، ده : به صدور پيوست كه نزل . مج ، د : به صدور پيوست كه نزول .
( 16 ) . اساس : - « ايشان » .
( 17 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : - « ارزانى » .
( 18 ) . اساس ، مر : يار .
( 19 ) . مج : اعلاحضرت .
( 20 ) . م ، ل : ظلّ الهى . مج : ظلّ الهى جهانبانى . د : دولت و اقبال بى زوال ابدى الاتصال .
( 21 ) . م ، مج ، ل ، ده : - « مقصد » .