تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
ركاب « 1 » روانهء كرياس گردون اساس گشتند و مقارن [ گ 165 آ ] هم در بزم شادى و انبساط نشستند « 2 » و مطعومات و مشروبات بيرون از قياس كشيده شد و تنقلات و حلويات از حد افزون حاضر گرديد . « 3 » بعد از برخاستن « 4 » سفره ، ارباب طرب پيش نشستند و از رشته‌هاى عود و طنبور « 5 » دام صيد « 6 » تذرو « 7 » نغمات الوان گستردند و مطربان خوش نوا « 8 » به رمانيدن « 9 » طيور اندوه صدا بلند كردند . ناى بيجان از اعجاز نفس استادان سراسر زبان گرديد ، « 10 » دستانسرايى آغاز نهاده به « 11 » بلندآوازگى نشاط لب خاموش گشاد . « 12 » بعد از استيفاى اين امر عزيمت ركوب در خاطر اشرف تصميم يافت و به مقتضاى « 13 » فرمان از پيشگاه خيام تا در دولتخانهء مباركه « 14 » كه قريب به يك فرسخ بود ، پاى انداز زربفت و اطلس و ديبا گستردند و به آيين تمام « 15 » روانه « 16 » گرديده « 17 » بعد از ورود دولتخانهء مباركه ، به پادشاه مزبور تكليف و رود آمدن نمودند . « 18 » چون خان والاشأن نهايت ضعف داشت و ماندگى « 19 » سوارى علاوهء آن شده بود ، مرخص گشته ، به منزلى كه به سكنى « 20 » ايشان اختصاص يافته بود ، روانه گرديدند و صدر و اعتماد الدوله و قورچى باشى و ايشيك آقاسى باشى و ناظر بيوتات به مشايعت تا منزل مزبور رفته « 21 » در در خانه « 22 » پياده شده ، سواى « 23 » صدر ، ساير « 24 » اركان دولت مزبوره « 25 » در ركاب آن خان عالى « 26 » شأن تا ايوان عمارت رفته ، خان « 27 » مزبور را از اسب « 28 » فرود آورده ، مراجعت نمودند .
هامش
( 1 ) . اساس : ركاب به ركاب . ( 2 ) . مج : نشسته . ( 3 ) . مج : گرديد و . ( 4 ) . ل ، د ، ده : برخواستن . ( 5 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : طنبور و عود . ( 6 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : به صيد . ( 7 ) . اساس : - « تذور » . مج : تذرو و . ( 8 ) . ده : نواز . ( 9 ) . مج ، ده : رهانيدن . ( 10 ) . م ، ل : گرديده . د : گرديدند و . ( 11 ) . اساس ، ده ، ل ، م : نهاد و . ( 12 ) . مج : گشادند . ( 13 ) . ده ، ل ، م ، مر ، مج : مقتضى . ( 14 ) . م : - « مباركه » . ( 15 ) . م : به اين عنوان . ( 16 ) . مج : روان . ( 17 ) . م ، ل : گرديدند و . ل : گرديدند . ( 18 ) . م : فرمودند . ( 19 ) . مج : به اندكى . ( 20 ) . مج : سكنائى . ( 21 ) . ل : رفتند . د : رفته و ( 22 ) . مج : در دولتخانه . ( 23 ) . اساس : سوى . ( 24 ) . م ، ل : - « ساير » . ( 25 ) . م ، مج ، ل : مزبور . ( 26 ) . م ، مج ، ل ، د ، ده : و الا . ( 27 ) . اساس : - « خان » . ( 28 ) . اساس : - « اسب » .