خواندن خطوط روشن مىشد امروز از فروغ ادراك او سواد روشن مىشود « 1 » . در اندك روزى كه عبارت از « 2 » شش ماه باشد علمى كه صاحب شعوران « 3 » را به مدتهاى بيرون از اندازه « 4 » به هم رسد آن حضرت را به حصول پيوست و نقوش مشكين لباس در ديدهء بصيرت آن خسرو اقليم دانش ، سرمهء سليمانى « 5 » رؤيت پرى چهرگان معانى « 6 » مكتومه « 7 » گرديد و از تعليم سيادت و فضيلت پناه مزبور مستغنى گشتند « 8 » . زبدهء محرمان راز ، « 9 » عمدهء مختصان دمساز ، مقرب الخاقانى حق نظر بيگ غلام خاصهء شريفه كه به زيور دانش و فهميدگى ، آراستگى دارند طرف گفتگوى علوم گرديدند . امروز « 10 » كه چهار سال از ايّام تحصيل اين مطلب گذشته در شيوهء نسخ تعليق « 11 » كه مشكلترين خطوط است دست « 12 » استادان را مانند خط تعليق درهم پيچيدهاند ، بىشايبهء اغراق جمعى كه اوقات عمر را صرف خطاطى نموده در اين امر نام برآورده ، « 13 » خط به شاگردى مىنويسند . « 14 » گويا اين ابيات را شاعر به اشارهء « 15 » ملهم غيبى در وصف اين سايهء حضرت لايزال كه مستجمع « 16 » صفات كمال است گفته :
رباعى « 17 »
تا كلك تو در نوشتن اعجاز نماست * بر معنى اگر لفظ كند ناز رواست « 18 »
هر دايرهى ترا فلك حلقه به گوش * هر مدّ را مدّت ايّام بهاست
اميد كه تا دست قضا خط فرمان بر ناصيهء پير و جوان مىنگارد « 19 » روى زمين مانند نگين در زير خط فرمانروايى اين شهريار گردون « 20 » احتشام باد .
هامش
( 1 ) . د : مىشد .
( 2 ) . مر : كه تمادى .
( 3 ) . مج : شعور
( 4 ) . م : بىاندازه .
( 5 ) . د : - « سرمهء سليمانى » .
( 6 ) . مج : - « معانى » .
( 7 ) . د : مكتوبه .
( 8 ) . مج : گشته .
( 9 ) . مر ، ل ، د : را از .
( 10 ) . اساس : - « كه چهار سال از ايام تحصيل اين مطلب گذشته » .
( 11 ) . ل : و تعليق . د : و نستعليق . مج : نستعليق .
( 12 ) . مج ، د ، ده : - « دست » .
( 13 ) . م ، مج ، مر ، د ، ده : برآوردهاند .
( 14 ) . ل : بنويسند .
( 15 ) . د : به اشارت .
( 16 ) . م : + جميع .
( 17 ) . اساس ، ده ، مر : نظم ؛ ل : - رباعى .
( 18 ) . مر : بر معنى اگر ناز كند لفظ رواست .
( 19 ) . ل : به نگارد .
( 20 ) . م : گردن