تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
به عرض اقدس رسيد ، مقرر شد كه شاطر مزبور را روانهء ديار نيستى گردانند .

روانه شدن اعليحضرت خديو زمان از راه گيلانات به مازندران

چون از تاريخى كه جلوس همايون « 1 » بر سرير سلطنت و تخت خلافت واقع شده بود ، سير گلشن هميشه‌بهار مازندران نفرموده بودند ، و اوان خرمى آن گلشن مينو نظام نزديك رسيده بود ، رستم خان را از دار السلطنهء قزوين مرخّص ساختند كه روانهء الكاى تبريز گردد و خود از راه گيلانات متوجه مازندران شده مقرّر فرمودند كه سلطان بلاغى نيز از راه فيروزكوه روانه شود و نخست كوه دم و رشت مضرب سرادقات اقبال گشته از بلدهء رشت متوجه شكار زنگل شفقت شده ، بعد از وقوع آن عيش غريب و كمانداريهاى عجيب به بلدهء رشت رجوع فرمودند و چون رعاياى آن ديار از آقا زمان وزير ، شكايت مىنمودند ، مقرّر شد كه اركان دولت قاهره به حقيقت رسيده ، معروض دارند و بعد از ديوان كه زيادتى آقا زمان ظاهر شد ، مشاراليه را معزول فرموده ، منصب وزارت آنجا به لاچين آقا كه خواجه سراى يوسف آقا بود شفقت شد و اعلام ظفر فرجام متوجه بلدهء طيّبهء لاهيجان شده ، امر به چراغان اسطخر كنار ميدان لاهيجان فرموده ، يك شب در عمارت ميان درياچه با خاصان هنگامهء باده‌گسارى آراسته ، تماشاى آن بوستان مشحون به گل‌هاى آتشين فرمودند و از آنجا متوجه شكار زنگل قريهء ملاط شده از راه تنكابن داخل بلدهء آمل گرديدند و بعد از دو سه روز از آمل متوجه بارفروش شده ، به دستور سيد چراغان درياچهء آن مكان بهشت عنوان فرمودند و شكار مرغابى ميان كاله آنجا كه در روز و شب هريك به طريقى حاصل مىشود ، فرموده ، از آنجا روانهء فرح‌آباد جنت بنياد گرديدند و در آن بلدهء فرح‌افزا جشن پادشاهانه [ گ 135 ب ] [ آراستند و ] « 2 » سلطان بلاغى را به بزم خاص طلب داشتند و از آنجا با مخدّرات سراپردهء عصمت به قورق سوار شده ، سير و شكار بردجه كله و پرسته كله كه مشحون به اصناف شكار است كرده ، داخل بلدهء طيبهء اشرف گرديدند و بعد از دخول دار السلطنهء اشرف جهت ترويج روح نوّاب
هامش
( 1 ) . متن : هميون ( 2 ) . متن : پاك شده است .