تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
رقم اشرف به اسم سياوش خان قوللر آقاسى سردار خراسان شرف صدور يافت كه روانهء دار القرار قندهار شده ، مومى اليه را روانهء درگاه فلك اشتباه نمايد و به اسم عليمردان نيز در اين باب فرمان و الا صادر شد و عليمردان از آمدن تقاعد نموده ، عرض كرده بود كه بنابر عداوت ميرزا تقى كه اكثر امور كليه و جزئيه به رأى و رويّت او تمشيت مىيابد ، جرأت برآمدن نمىنمايد و آنچه در باب توفير پنجاه يك به عرض مقدّس رسانيده ، هر ساله دوازده تومان به ازاى آن و اصل خزانهء عامره مىگرداند كه سالك طريق بندگى بوده ، از آمدن به درگاه معلّى معاف باشد و بعد از رسيدن آن عريضه ، جانى خان قورچى باشى كه در آن باب از ارباب مشاوره بود ، معروض گردانيده بود كه چون مومى اليه انديشه‌ناك گرديده ممكن است كه بنابر غلبهء قوت وهمى ، ارتكاب امرى كه مقرون به صلاح دولت ابد مقرون نباشد نمايد . اگر در اين وقت كه خبر حركت خواندگار به جانب بغداد صورت تحقق يافته ، نسبت به مشاراليه ارخاى عنانى فرموده ، آمدن او به وقت ديگر حواله شود ، در نظر احتياط اولى و انسب خواهد بود و تمثيل به نافرمانى على پاشاى حاكم بصره و مساهلهء خواندگار در باب مشاراليه نموده بود و ساير ارباب كنكاش آن رأى را سخيف شمرده ، چنان بازنمودند كه جانى خان بنابر استيفاى حظّ وافى كه از عليمردان كرده ، اين رأى را راجح مىداند و تخلف از فرمان واجب الاذعان هرگاه فيما بين بندگان شيوع يافته در همچنين امرى كه از اعاظم امور است ، معاذير نادلپذير او مسموع باشد ، هر آينه به امورى كه موجب اختلال دولت باشد ، سرايت خواهد نمود . لهذا ارقام مطاعه به تأكيد تمام به اسم سياوش خان صادر گرديد كه گوش به سخنان عليمردان و معاذير او ناكرده ، اگر به رضاى خود روانهء درگاه معلّى گردد فبها و الّا قندهار را [ گ 130 آ ] از مشاراليه انتزاع نمود ، او را به درگاه جهان پناه فرستد و عليمردان الخاين خائف در عرض ايامى كه اين گفت و شنيد به ميان افتاده بود كسان نزد شاهجهان فرستاده ، اظهار اين معانى كرده بود و در اين هنگام كه قوللر آقاسى به حوالى قندهار رسيده ، امرى كه مضمون بود متيقّن شد ، كس فرستاده انها نمود كه يكى از امراى آن حدود را تعيين نمايد كه قندهار را به دو سپارد ؛