تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
به اتفاق منوچهر خان ولد قرچقاى خان بيگلربيگى مشهد مقدّس و باقى امراى خراسان و ملازمان جانفشان اين دولت ابد توأمان به استقبال آن گروه در حركت آمد و در حدود تجرود « 1 » تقارب فريقين و تلاقى فئتين اتفاق افتاده ، نايرهء جلال به زناد حوافر و نعال اسبان صرصر خصال اشتعال يافت نفير كرنا مانند منادى آغاز خواندن دليران به معركهء نبرد و كؤوس كوس از راه گوش بادهء جرأت بر تشنگان خون عدو پيموده آب تيغ درخشان از جدول نيام در سواقى شرايين و بساتين قلوب و اكباد دليران شجاعت آيين جارى گرديد و نهال خشك الويه و اعلام را زمان آوردن اثمار رؤوس گردنكشان شهرت گزين رسيد . از تخم‌افشانى سرهاى گردنكشان اوزبكيه و تابش آفتاب تيغ درخشان غازيان و آبيارى خون دليران از زمين معركهء نبرد كه به ضرب سم [ گ 118 ب ] مركبان ، شيار شده بود ، ميوهء ، فتح و نصرت به بار آمد . امير خان قورچى باشى در آن روز پاى ثبات و قرار افشرده به تدابير صايبه به همزن هنگامهء جمعيت اعادى بيدين گرديد . منوچهر خان بيگلربيگى مشهد مقدّس كشش و كوشش‌هاى مردانه و تردد و سعىهاى عاقلانه نموده ، عبد العزيز سلطان مغلوب و منكوب گشته فردا از معركهء كارزار و مهلكهء گير و دار و هنگامهء ذل و بوار از عار فرار انديشه ناكرده نيم جانى به هزار تعب بيرون برد و اكثر آن گروه مخذول در معركهء قتال عرضهء سيف درخشان غازيان نصرت تؤامان گشته قليلى كه فرار نموده بودند در راه و نيم راه ، گرفتار رعايا و مردم آن ولايت و احشامات گشته بى توقف از دنبال مقتولين روانه گشتند و كتابخانه و اسباب و نقاره‌خانه و الويهء او به دست افتاده ، حقيقت آن فتح مبين معروض درگاه جهان پناه گشت و كتابخانهء مشاراليه به رستم محمد خان عم زادهء او كه در درگاه ملك سپاه بود عنايت شد . سردار و امراى خراسان به انعامات و فلاح فاخره امتياز يافتند .

شرح آمدن سيد منصور خان عرب به درگاه جهان پناه

زبانزد خامهء قصّه طراز شد كه سيد منصور بر سيد محمد خان غالب آمده حويزه
هامش
( 1 ) . متن : « فلان » از روى كتاب خلاصة السير تصحيح ايرج افشار ص 191 تصحيح شد .