فيما بين بهرام بيگ استاجلو كشيكچى باشى و ملازمان اغورلو خان مناقشه و مشاجره واقع شده بعد از ورود اغورلو خان ملازمان او شكايت به بهرام بيگ نموده بودند ، از مستى كه او را بود از پاس وقت و رعايت آداب و ادب ذاهل و غافل گشته متوجه ضرب و شتم و تأديب بهرام بيگ شده بود ، بنابر قرب جوار خسرو جم اقتدار از آن ماجرا و صيحه و صدا بيدار گشته اين معنى ذخيرهء خاطر خورشيد مآثر گشته بود . روز ديگر كه سلطان سيارگان با طشت و تيغ بر مسند زردوز تكيه زن گشت اعليحضرت خاقان رضوان مكان به قصد آنكه منزل حسن خان را به نور قدوم سعادت لزوم منوّر گردانيد بر مركب آسمان توان برآمد و در اثناى را ، چون خيام امراى عظام در سر راه واقع بود به خيمهء [ گ 117 آ ] هريك كه وارد مىگشت حسب الاستدعاى صاحب خيمه ، ساغرى لبريز مى مىآشاميد و ساغركشان و شكاركنان به دولت و اقبال به منزل حسن خان نزول اجلال نموده ، بعد از انعقاد مجلس چون اسناد تهاون و تقصير به طالب خان در ضبط ماليات ديوانى ذخيرهء خاطر بحر ذخاير بود ، متوجه تفتيش حركتى از اغورلو خان صادر شده بود ، گشته ، طالب خان را مورد عتاب و خطاب فرمودند كه چرا هنگامه آراى بزم باده گسارى مىگردند كه بندگان بنابر مستى و بى خبرى ارتكاب اين قسم جرأت و دليرى نمايند و چون طالب خان در اداى جواب بنابر سورت نشأهء شراب طريق دليرى پيموده بر وجه شايسته اداى جواب ننموده بود به نفس نفيس متوجه قتل او گرديدند . بعد از فرود آوردن شمشير ساير بندگان به اتمام كار او پرداختند و در همان مجلس حسن بيگ غلام خاصّهء شريفه يساول صحبت داماد طالب خان را نيز به ياسار رسانيده ، حسن خان به قتل او قيام نموده و چون اغورلو خان حاضر نشده بود عليقلى بيگ به قتل او مأمور گشته سر او را به نظر كيميا اثر رسانيد و قاضى محسن ولد قاضى معزّ اصفهانى كه در زمان نوّاب گيتى ستانى قاضى اصفهان و از افاضل زمان بود و مومى اليه در ايام حيات امام قلى خان در سلك ملازمان او منسلك و بعد از قضيهء امام قلى خان در زمرهء بندگان انتظام يافته بود بنابر ربط طالب خان و اسناد بعضى تقصيرات مورد سياست گشته ابراهيم سلطان ولد خلف بيگ سفرهچى باشى بدان قيام نمود و ميرزا تقى در همان روز نويد وزارت اعظم يافته بعد از چند روز بدين
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى
ص٢٦١