نظارت دفتر خانهء همايون « 1 » به تغيير ميرزا معصوم ، به ازاى خدمت به اغورلو بيگ غلام خاصّهء شريفه اختصاص يافت . شاهقلى خلفا بدرود جهان گذران نموده رضاى خلفا بدين منصب و الا مباهى گشت و شاهرخ سلطان ولد على بيگ امير آخورباشى در عوض والد بدين منصب سرافراز شده خدمت ايلخى كه با مشاراليه بود به دوست على سلطان برادرزادهء على بيگ مفوض گرديد . و در همين سال سيد محمد خان و سيد حسن خان ولدان زكريا خان كرد كه از اعاظم طايفهء اكرادند با موازى صد و پنجاه نفر شاهى سيون شده به خدمت و الا رسيدند و ايلچى داديان نيز در اين اوقات به اتفاق كيخسرو بيگ همشيرهزادهء رستم بيگ ديوان بيگى و تفنگچى آقاسى و سپهسالار ، سعادت پاى بوسى حاصل نمودند و چون به عرض رسيد كه صفدر خان ايلچى شاهجهان والى هندوستان [ گ 118 آ ] به جهت تشييد مبانى وارد قندهار شد ، محمد بيگ غلام خاصّهء شريفه يساول صحبت والد منوچهر بيگ به مهماندارى تعيين و روانه شد و دلو محمد بيگ ولد سبحان و يدى بيگ يساقچى باشى در عوض والد يساقچى باشى شد .
شرح محاربهء امير خان قورچى باشى و عبد العزيز سلطان
چون سلطنت روزافزون و دولت ابد مقرون مقتضى آن است كه هر روز عروس فتح به آيينى شايان و زيورى تابان در آغوش حصول درآيد و كوكب فروزان فيروزى به نورى ديگر نشر فروغ نمايد و از آنجا كه ارادهء ازلى بدان تعلق گرفته بود كه اين كوكب درخشان از سمت مشرق طلوع نموده ، جهان را به ضياء دائمى روشن گرداند ، عبد العزيز سلطان ولد ندر محمد خان از عار فرار كه نيل رخسار روزگار سلطنت عزّت شعار است انديشه ناكرده ، ديگرباره به قصد تاخت و نهب و غارت فقرا و زيردستان خراسان با سى هزار نفر اوزبكان جوشن پوش درياخروش در حركت آمد و خبر جمعيت و كثرت و ازدحام آن طايفهء بد فرجام به امير خان سوكلن ذو القدر قورچى باشى سردار خراسان رسيده پذيراى كار و مهياى پيكار شده
هامش
( 1 ) . متن : هميون