و خوشدلى دادند و ميرهماى ايلچى هندوستان كه به استدعاى رخصت اسب به درگاه خلايق پناه آمده بود و ايلچى والى اورگنج به عتبه بوسى فايز گرديدند . و در همين اوقات محاسبهء ميرزا تقى وزير سابق گيلانات كه تحقيق آن به عهدهء ميرزا معصوم مستوفى بقايا شده بود ، صورت اتمام يافته به نظر كيميا اثر رسيده ، ميرزا تقى از امورى كه به دو اسناد نموده بود ، برى الذّمه گرديد و مجددا شفقت شاهانه شامل حال او گشته وزارت مازندران و گيلانات به دو تفويض يافت و اين معنى موجب وهن حال و كسر جاه و جلال طالب خان [ گ 116 آ ] اعتماد الدوله گشت و واقعه نويس سلطان قضا رقم وفات ميرزا محمد مجلس نويس و وزير غلامان را به مهر وقوع رسانيده ، منصب جليل القدر واقعهنويسى اضافهء خدمت استيفاى بقايا و نظارت دفترخانهء همايون به ميرزا معصوم و وزارت غلامان به ميرزا ابو الفتح ولد ميرزا محمد عنايت شد و چون وجود فايض الجود پادشاهان مظهر سعادات است ، بنا بر رفاه حال سكنهء دار السلطنهء تبريز كه از رهگذر مرور سيل خرابى بسيار مىكشيدند ، حكم همايون نفاذ يافت كه مجراى رود تبريز را حفر نموده ، سدّى در نهايت استحكام كه مانع انصباب سيل بر رود مزبور باشد بسته اهتمام تمام به عمل آرند و به عنايت پروردگار اين امر جليل كه موجب اجر جزيل و ذكر جميل است به اتمام رسيد .
سوانحى كه در اطراف ممالك محروسه در حين توقف تبريز روى نموده
جماعت بى عاقبت اوزبكيه به قصد تاخت الكاى كوسويه و غوريان متوجه شده ، بى نيل مقصود مراجعت نمودند . و عبد العزيز سلطان ولد ندر محمد خان نيز به قصد محاصرهء قلعه فراه در حركت آمده خايب و خاسر بازگرديد . و لوند خان والى داديان متوجه الكاى باشى آچوق شده بعد از ستيز و آويز بر گرگين خان والى آنجا غالب آمده مشاراليه را دستگير و اسير ساخت و بنابر سمت انتساب اين دودمان ولايت نشان ، همشيرهء خود را در سلك ازدواج رستم خان والى كارتيل كشيده ، سالك طريق بندگى و اخلاص شد و مبلغ يكهزار تومان تبريزى مواجب از سركار خاصّهء شريفه در وجه مومى اليه مقرر گرديد .