تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
دليران جانبين مشغول محاربه و قتال بودند و جمعى كثير و جمّى غفير از روميان به ضرب تيغ و تفنگ و سنان غازيان پهلو بر بستر هلاك نهادند و هنگام شام سپاه طرفين دست از محاربه [ گ 115 آ ] بازداشته هريك به آرامگاه رفتند . و در روز ديگر سپاه منصور از پاى قلعه برخاسته عنان به صوب مراجعت معطوف گردانيده ، مهمّ تسخير وان به فحواى « الأمور مرهونة بأوقاتها » به وقت ديگر افتاد و چون گذار لشكر قيامت اثر بر قلعهء قتور كه از قلاع حصينهء آن ديار است واقع مىشد ، رستم بيگ ديوان بيگى و سپهسالار متوجه تسخير آن قلعهء آسمان ارتفاع گشته به مقتضاى « ما لا يدرك كله لا يترك كله » كمر همت در آن كار بر ميان سعى استوار گردانيد و بعد از چند روز لاچين سلطان كرد محمودى حاكم آنجا قلعه دارى را زياده از نيروى تاب و توان خود ديده قلعه را تسليم نمود و سپهسالار قلعه را مضبوط ساخته روانهء درگاه جهان پناه شد و در اثناى راه حسين قلى بيگ يوزباشى قورچيان قاجار برادر طهماسب قلى خان را كه در جنگ مساهله نموده بود مقتول ساخته سر او را عبرة للناظرين در معسكر همايون « 1 » گردانيد و اين معنى فيما بين مشاراليه و طهماسب قلى خان موجب كلفت و وحشت گشت و به اتفاق امراى عظام و عساكر منصوره در دار السلطنهء تبريز به شرف پاى بوس سرافراز گشت و لاچين سلطان مورد احسان خسرو جهان شده الكاى مرند به مشاراليه تفويض يافت .

سانحهء ديگر

رستم خان والى گرجستان با امراى قزلباش و مردم گرجستان روانهء تاخت الكاى « 2 » اردهان گشته قرين فتح و نصرت گرديدند و حقيقت معروض داشته مشمول نوازشات شاهانه گشت .

سانحهء ديگر آنكه

محمد على بيگ اصفهانى كه به رسم حجابت روانهء هندوستان شده بود در اين اوقات مراجعت نموده منظور نظر التفات گشت و شاه ابراهيم ، وزير آذربايجان از آن
هامش
( 1 ) . متن : هميون ( 2 ) . متن : الكاه