مأمور گشته اموال و مايعرف گيو بيگ مزبور به مشاراليه شفقت شد و قزاق خان بيگلربيگى شروان و منوچهر خان حاكم گسكر نيز به سبب قرابت مشاراليه معزول و محبوس گرديدند و حكومت شروان به فرخ خان حاكم دربند و حكومت كسكر به امير بيگ شيرهچى باشى و حكومت دربند به سياوش سلطان باشى آچوق مفوّض گشت و صفى قلى بيگ ولد امير خان به جاى والد شيرهچى باشى شد . و ابراهيم بيگ سفرهچى ولد خلف بيگ به حكومت تنكابن ممتاز گشت و خدمت يوسف آقا به ملاحسين بيگ مفوض گرديد و مقرر شد كه احمد بيگ و بعضى از خدمه را به دار الامان كرمان برند كه در آن حدود بوده ، به دعاى دولت ابد مقرون مشغول باشند و مقررى در وجه هريك مقرر گرديد . و در همين ايام [ گ 110 ب ] خواجه محبّت ريش سفيد حرم عليّهء عاليه و شاه نظر بيگ در عوض آقا محرم مهتر ركابخانه و واخوشتى « 1 » بيگ خان حاكم شوشتر گرديد و يوزباشى گرى واخوشتى خان به كرجاسى بيگ برادر او و يوزباشى گرى گيو بيگ به گرگين بيگ « 2 » شفقت شد . و در همين روز سلطان حسين خان شاملو نيز به قتل رسيده و قوچه بيگ برادرزادهء يوسف آقا كه امير شكارباشى بود معزول گشته امر مزبور به خسرو سلطان حاكم جوانشير و حكومت آنجا به سليمان سلطان شفقت شد .
سانحهء ديگر
قضيهء داود خان و آوردن طهمورث به قراباغ است . شرح اين قضيه به نوعى است كه در سنهء يونت ئيل كه داود مردود به سفر بغداد آمده در ركاب نصرت انتساب به سر مىبرد به سبب حركات ناشايست كه از او به صدور مىرسيد يك مرتبه حكم اخراج آن از از محفل خلد مشاكل شده بود و بعد از رخصت يافتن و روانه شدن [ به ] قراباغ بنابر « 3 » سوء باطن ، طهمورث را به آمدن الكاى قراباغ اغرا نموده به غازيان قاجار كه به ملازمت او مأمور بودند چنين خاطرنشان نمود كه طهمورث بنابر رابطهء
هامش
( 1 ) . متن : واخشتى
( 2 ) . متن « كرسكى » ، از روى خلاصة السير ، تأليف محمد معصوم بن خواجگى اصفهانى تصحيح ايرج افشار ، اصلاح شد .
( 3 ) . متن : واخشتى