سانحهء ديگر
قضيهء قتل امام قلى خان و اولاد ا [ و ] است . تفصيل اين به نوعى است كه امام قلى خان بنابر توسعهء الكا در معرض آن بود كه مصدر امرى كه مقرون به صلاح دولت ابد مدت نبوده باشد شود و در همين ايام داود مردود برادر او مرتكب امرى كه موجب قتل مسلمانان و نهب و غارت اموال و سبى ذرارى ايشان بود گرديد ، لهذا در شبى كه مشغول عيش و نشاط بود ، ميدان دار السلطنهء قزوين را چراغان نموده در عمارت مباركهء ميدان جلوس فرموده بودند . بعد از انقضاى مجلس حكم به قتل امام قلى خان و فتحعلى بيگ و صفى قلى خان حاكم لار و عليقلى بيگ و اولاد او كه در درگاه جهان پناه بودند فرمودند و عليقلى بيگ برادر سپهسالار به اين خدمت مأمور گشته به تقديم آن قيام نموده رؤوس مقتولان را به نظر كيميا اثر رسانيد و در همان شب ايالت الكاى كوه گيلويه به اغور لوخان شاملو ايشيك آقاسى باشى و ايالت لار به كلبعلى بيگ ايشيك آقاسى و دورق به مهدى خان سلطان عرب و هرموز به برخوردار سلطان قلخانچى اوغلى ذو القدر و بحرين به سوندوك سلطان عنايت شد و الكاى شيراز به ديوان منسوب و وزارت آنجا به ميرزا معين وزير امام قلى خان تفويض يافت و مقرر داشتند كه اغورلو خان بعد از ورود به الكاى فارس باقى اولاد امام قلى خان را مقتول سازد و چون اغورلو خان بعد از ورود آنجا به علت غليان سكر و غلبهء نسيان [ گ 112 آ ] بدان امر قيام ننموده بود به ازاى اين تقصير از ايالت كوه گيلويه معزول و مقرر شد كه به دستور به شغل سابق خود مشغول باشد و ايالت كوه گيلويه به نقدى خان شاملو كه از حكومت مرو مراجعت نموده در درگاه جهان پناه حاضر بود شفقت شد و مقرر كردند كه مشاراليه اولاد امام قلى خان را كه حكم بر قتل ايشان شده بود مكحول ساخته متعرض قتل ايشان نشود و او حسب الفرمان بعد از ورود آنجا بدين امر قيام نمود .
شرح تقرّب و ترقّى ميرزا معصوم مستوفى بقايا
ميرزا معصوم مستوفى بقايا و ناظر دفترخانهء همايون با اغورلو بيگ غلام خاصّهء شريفه كه صبيّهء او در سلك خدمهء حرم عليّهء عاليه منسلك بود رابطهء آشنايى درست