تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
بود و شنيدن جمعيت سپاه نصرت پناه نزد خلف بيگ دست از محاصره بازداشته ، عنان عزيمت به صوب مراجعت معطوف گردانيد .

سانحهء ديگر

قضيهء قتل چراغ خان و يوسف آقا است . تفصيل اين اجمال آنكه چراغ خان كه مست صهباى التفات و عنايات شاهانه گرديده بود ، پيوسته در صدد آن بود كه به اقاويل كاذبه ، مخلصان صادق العقيده را به امورى كه مستوجب سخط و غضب پادشاهانه بوده باشد متهم گرداند و با وجود اين حال حركاتى كه ملايم طبع مبارك همايون « 1 » نبوده باشد از او صادر گرديده به محض مروّت پادشاهانه مقرون [ گ 110 آ ] به عفو مىگرديد تا آنكه در اين اوقات امر فرمودند كه عليقلى بيگ برادر سپهسالار و جانى بيگ غلام خاصّهء شريفه او را به سزاى اعمال ناصواب رسانند و مومى اليهما حسب الفرمان بدان امر قيام نموده ، سر او را به نظر كيميا اثر رسانيدند و مقرر گشت كه جانى بيگ روانهء دارالارشاد اردبيل شده شيخ شريف بيگ والد او را گرفته مقيّد و محبوس سازد و اموال او را ضبط نموده به انعام خود مقرر دارند و جانى بيگ جهت انجام اين خدمت روانه گرديد و امير خان سوكلن ذو القدر مهردار حاكم كرمان ، قورچى باشى و خدمت مهردارى به عبد اللّه بيگ ولد او شفقت شد و چون يوسف آقاى يوزباشى غلامان كمال استقلال و اقتدار يافته پاى از گليم بندگى بيرون نهاده مرتكب امورى كه فوق حدّ غلامان و بندگان باشد مىگرديد ، مشاراليه نيز در همين ايام مورد سياست شاهانه گشته ، عليقلى بيگ به قتل او اقدام نمود و اموال و متروكات و مخلّفات و منازل و ما يعرف او كه زياده از شصت هزار تومان به قلم آمد به انعام عليقلى بيگ مزبور مقرّر گشت و به اندك وقتى خرمن جمعيتى چنين از نسيم باددستى عليقلى بيگ به نوعى پريشان گرديد كه چيزى كه اطلاق شىء بر آن توان كرد باقى نماند و بنابر حركات گيو بيگ يوزباشى غلامان كه از راه قرابت و خويشى يوسف آقا مرتكب آن مىشد كلبعلى خان ايشيك آقاسى به قتل او
هامش
( 1 ) . متن : هميون
تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 246 | ميرزا محمد طاهر وحيد قزوينى / سيد سعيد مير محمد صادق