تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهان آراى عباسى ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
كه شخصى را جهت سردارى آن حدود تعيين نمايند كه در حين احتياج امراى آن سرحد نزد او جمعيت نموده به دفع شرّ اشرار قيام نمايند و چون خلف بيگ سفره‌چى باشى در فنون سپاهيگرى مهارتى داشت بدين خدمت از اكفا و اقران امتياز يافت .

سانحهء ديگر

فوت عاشور خان بيگلربيگى مرو است كه به فحوى [ گ 109 آ ]
فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ
« 1 » در اين سال اتفاق افتاد و مرتضى قلى خان قاجار ولد محراب خان كه در زمان نوّاب گيتى ستان بيگلربيگى مرو بود بدين خدمت ارجمند سربلند گرديد و چون داروغگى قزوين در اين سال به مشاراليه مفوّض شده بود رقم اشرف صادر شد كه روانه شود و مشاراليه بر جناح استعجال متوجه مقصد شد در حينى كه ندر طغاى ديوان بيگى امام قلى خان والى تركستان با گروهى انبوه بر سر مرو آمده بود وارد آن حدود گشته خواست كه خود را با جمعى از راه غير معهود به مرو رسانيده به لوازم محافظت اشتغال نمايد ، از خلف بيگ دويست سيصد نفر بدرقه گرفته روانه شد و اوزبكان از ورود مومى اليه آگاهى يافته تعاقب نمودند و بعد از تلاقى جانبين با رفقا به قدر مقدور به دفع صايل اقدام نموده زخمدار گرديده گرفتار شد . و ندر طغاى از وقوع اين حال مسرور گرديده او را با رفقا روانهء بخارا نمود و خود نيز رعايا و ايلات ساكن مرو را كوچ فرموده متوجه ماوراء النهر « 2 » گشت ؛ و در اثناى راه گردبادى عظيم شد گروه اوزبك بنابر قرب خلف بيگ و سپاه قزلباش گمان نموده بودند كه مگر جنود مسعود قزلباش ايشان را تعاقب نموده ، لهذا به فحوى « من نجى برأسه فقد ربح » احشام و رعايا را گذاشته سالك طريق فرار گرديدند و اكثرى از آن جماعت به وطن مألوف مراجعت نمودند . بعد از عرض حقيقت گرفتارى مرتضى قلى خان به درگاه گردون اشتباه ايالت آنجا به نقدى بيگ شاملو داروغهء فراشخانه شفقت شد ؛ و بعد از بردن مرتضى قلى خان و رفقا به بخارا نزد
هامش
( 1 ) . قرآن كريم : سورهء 7 / 34 ؛ 10 / 49 و 16 / 61 . ( 2 ) . متن : ماوراء النهر